راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


گر نیمه شبی مست در آغوش من افتد چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد صد بار به پیش قدمش جان بسپارم یک بار مگر گوشه چشمش به من افتد ای بر سر سودای تو سرها شده بر باد! دور از تو چنانم که سری بی بدن افتد آوازه ی کوچک دهنت ورد زبان هاست پیدا شود آن راز که در هر دهن افتد شیرین نَفِتَد هر که زنَد تیشه که این ...

ادامه مطلب

باید بفهمانم به من با تو تقدیر پیوستم نمی افتد عمری است در پیشانی راهم جز فال بن بستم نمی افتد   من حسرتم،من گریه ام ،بغضم من هرچه یعنی خستگی هستم در آینه تصویر غمگینی است: آنی که من هستم نمی افتد   سر میکشم خواب تو را ،مدهوش گیج تکان های تو را خوردن میلرزم و یک اتفاق خوب در آدم مستم نمی افتد..   هم زخمی ام ،هم ن ...

ادامه مطلب

موجی از خون به راه می افتد

شاعری با طناب تنهایی، گوشه ای بی پناه می افتد بعدِ چندین و چند قرن اینبار، مومنی توی چاه می افتد   مثل بغضی شکسته می ماند، درخودش ذره ذره می پوسدیوسفی روی دامنش وقتی، لکه هایی سیاه می افتد   باز هم آسمانمان ابری، باز هم حرف حرف نامردیستاز زمینی که جای ماندن نیست، سایه ای روی ماه می افتد   قصه ها ...

ادامه مطلب

گر نیمه شبی ...

گر نیمه شبی مست درآغوش من افتدچندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد صدبار به پیش قدمش جان بسپارمیکبار مگر گوشه ی چشمش بمن افتد ای برسر سودای تو سرها شده بر باددورازتو چنانم که تنی بی بدن افتد آوازه ی کوچک دهنت ورد زبانهاستپیدا شود آن راز که در هردهن افتد شیرین نفتد هر که زند تیشه که اینکارشوری است که تنها ...

ادامه مطلب

زبان حال امام حسن (ع) در کوچه بنی هاشم

شب و كابوس، از چَشمِ منِ كم سو نمی افتد تـبِ من كم شده، امّـا تبِ بانـو نمی افتد غرورم را شكسته خنده ی نا مَحرمی یا ربّ چه دردی دارد آن كوچه، كه با دارو نمی افتد جماعت داشت می آمد، دلم لرزید می گفتم كه بیخود راهِ نامردی به ما اینسو نمی افتد كشیدم قَدّ به رویِ پایم و آن لحظه فهمیدم كه حتی ردِّ بادِ سیلی ا ...

ادامه مطلب

زبان حال امام حسن (ع) در کوچه بنی هاشم

شب و كابوس، از چَشمِ منِ كم سو نمی افتد تـبِ من كم شده، امّـا تبِ بانـو نمی افتد غرورم را شكسته خنده ی نا مَحرمی یا ربّ چه دردی دارد آن كوچه، كه با دارو نمی افتد جماعت داشت می آمد، دلم لرزید می گفتم كه بیخود راهِ نامردی به ما اینسو نمی افتد كشیدم قَدّ به رویِ پایم و آن لحظه فهمیدم كه حتی ردِّ بادِ سیلی ا ...

ادامه مطلب

شعری از زبان امام حسن علیه السلام/ کوچه بنی هاشم

شب و كابوس، از چَشمِ منِ كم سو نمی افتد تـبِ من كم شده، امّـا تبِ بانـو نمی افتد غرورم را شكسته خنده ی نا مَحرمی یا ربّ چه دردی دارد آن كوچه، كه با دارو نمی افتد جماعت داشت می آمد، دلم لرزید می گفتم كه بیخود راهِ نامردی به ما اینسو نمی افتد كشیدم قَدّ به رویِ پایم و آن لحظه فهمیدم كه حتی ردِّ بادِ سیلی ا ...

ادامه مطلب

برنامه ریزی

قویاً معتقد به برنامه ریزی دقیق برای انجام کارهایم هستم خصوصا در مواقعی که حجم کارهایم بیش تر از زمانم است. اما مدتی است که دریافته ام همیشه همه چیز برنامه ریزی شده پیش نمی رود. گاهی اتفاقی می افتد تلخ و بعد اتفاقی می افتد تلخ تر و بعد اتفاقی می افتد معمولی و بعد اتفاقی می افتد شیرین شیرین و حسابی همه ...

ادامه مطلب

سوالات عروض وقافیه

درس اول شعر، وزن، قافیه دانستنی‌های مربوط به درس 1-نظر منطقیان درباره ی شعر چیست؟ سخن خیال‌انگیز دارای وزن و قافیه 2-عبارت «گل خورشید شكفت» چه ویژگی‌هایی است؟ خیال انگیز و موزون است. 3-چرا عبارت «گل خورشید شكفت» موزون است؟ چون هجاهای آن با نظمی كنار هم نشسته‌اند. 4- شاعر چگونه به سرودن شعر و آفرینش زیبایی م ...

ادامه مطلب

قافیه

من نثر گویم و تو نظم! حرف ما یکیست, درد ما جداست.... قافیه باید نثر من را که نظم تو شود باران...سایه...ابر...اما قافیه کجاست؟ روح تو در من رخنه کرده, اما شعر من کجاست؟ شعر با تو, غم با من, دل با تو, درد با من  عطر وجود توست که در من جاریست   همین یک جمله برای قافیه کافیست  *زهرا تابان   ...

ادامه مطلب

نمونه سوال آرایه های ادبی

درس اول : 1-مردّف =شعری كه .........داشته باشد ردیف 2-مصرع= بیتی كه ..........آن قافیه داشته باشد هر دو مصراع 3-واحد شعر .................. نام دارد (بیت ) 4-قافیه و ردیف بیت های زیر را بیابید و بگویید كدام بیت مصرع است ؟     *ای درد و غم تو راحت دل                               هم مرهم و هم جراحت دل ...

ادامه مطلب

رپ فارسی

انواع سبک رپ   رپ از سبک های بسیار زیادی تشکیل شده :    کل : آهنگی که بیشتر خواننده از خودش تعرف می کنه و بقیه رو کوچیک تر نشون میده .   گنگ : سبکی که در اون رپر درباره پلیس ِ جنگ واسلحه و.... می خونه.   پارتی : سبکی که در آن درباره مهمانی های شبانه خونده میشه.   لاو : سبکی که خواننده درباره عشقش صح ...

ادامه مطلب

بی قافیه

 قصه این بود كه با عشق تو پرواز كنم و خدا خواست كه بی قافیه آغاز كنم آن زمان كز تو تمام دل من ایمان شد با چه رویی به كس دیگری ابراز كنم دل من در سبدی عشق به سویت دارد سیب سرخی بده تا عشق تو آواز كنم قصه این بود به آسودگی یك رویا قصه این بود كه با عشق تو پرواز كنم   تکتم فتحی   ...

ادامه مطلب

يك نكته

  سلام. یكی دو هفته ایست سرگرم جمع و جور كردن پایان نامه ام. اول دعا كنید كه برسد و دوم یك نكته: خدا خیرش دهد عبدالعلی دستغیب را. در مقاله ای نوشته نیما كلمات هم وزن را با هم قافیه می كرد. برایم خیلی جالب بود. این كه دانسته یا نادانسته نیمایی نویس های هم روزگار ما هم این كار را می كنند. بی احترامی ب ...

ادامه مطلب

ارزش

بعضی وقت ها آدم ها الماس در دست دارند بعد چشمانشان به یک گردو می افتد خم می شود تا گردو را بردارندکه الماس می افتد در شیب زمین و قل میخورد و در اعماق چاهی فرو می رود بعد می دانی چی می ماند؟؟یک آدم.....یک دهان باز.....یک گردوی پوک.....و یک دنیا حسرت..... ...

ادامه مطلب

چند بار می میریم؟

من اسم شان را می گذارم مرگ های چند ثانیه ای؛ ایست گاه های جنگ زده ای که نه زمان و نه هیچ خاطره ای در آن ها جریان ندارد و بیش ترِ اوقات، ایستاده و با چشمِ باز واردشان می شوی.یک نگاه، یک بوسه، یک حرفِ دور از انتظار؛ درون ات انفجاری رخ می دهد و یک آن، هزار تکه ات می کند. لابُد می پرسید بعد چه اتفاقی می افتد؟ خ ...

ادامه مطلب

بیچاره منِ مسکین ، در دست تو چون مومم....

هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد تا بو که چو روز آید ، بر وی گذرت افتد کار دو جهان من ،  جاوید نکو گردد گر بر من سرگردان، یک دم نظرت افتد از دست چو من عاشق ، دانی که چه برخیزد کاید به سر کویت ، در خاک درت افتد گر عاشق روی خود ،سرگشته همی خواهی حقا که اگر از من ، سرگشته‌ترت افتد این است گناه من ، کت دوست همی دارم ...

ادامه مطلب

تفالی صبحگاهی ....

همای اوج سعادت به دام ما افند  اگر تو را گذری بر مقام ما افتد .... الی آخر از جمله اشعار حضرت حافظ که با صدای استاد تو گوشم می پیچه... اگه قرار باشه یک شعر از حافظ و یک آهنگ از استاد و انتخاب کنم همین دوتان.... اونجا که می خونه حباب وار براندازم از نشاط کلاه اگر ز روز تو عکسی به جام ما افتد... ...

ادامه مطلب

قطعه

قطعه، قالب شعری است که علاوه بر هم‌وزن بودن همه مصراع‏های آن، مصراع‌های زوج آن، دارای قافیه می‏باشد. حداقل ابیات قالب «قطعه»؛ دو بیت و حداکثر معمول متداول آن، پانزده- شانزده بیت می‏باشد؛ ولیکن بر حسب ضرورت تا حدود چهل- پنجاه بیت و بیشتر از آن نیز گفته‌اند. فرق ظاهری قطعه با قصیده در این است که در قطعه؛ ا ...

ادامه مطلب

رونق

بسم الله الرحمن الرحیم(( رونق ))بعد از تو خانه دیگر از رونق می افتدچون خانه ی بی مادر از رونق می افتدباتو به هر ترتیب رونق دارد اماتو می روی و آخر از رونق می افتدهم خانه ی حیدر ندارد بی تو لطفیهم خانه ی پیغمبر از رونق می افتدبعد از تو مرگ و زندگی فرقی نداردرهبر نباشد لشکر از رونق می افتدچیز عجیبی نیس ...

ادامه مطلب

کار عشق

  باری به کار عشق، ترسم خوانده شومدر کار دل افتم، واز کار دگر رانده شوم چشم بندم چو دیده به دیدار تو افتددر چاه غم تو، چو بیژن افکنده شوم در دام زلف تو ترسم، که درافتد مرغ دلبی شاه رخت در بازی رندان، زنهار که بازنده شوم روزی که در افتد، پرده میان من و تواز دین بگریزم، در کفر تو آکنده شوم سر بنهم در قدمت ...

ادامه مطلب

        مرد ها نیز می گرینددست بر قضا همانند زنانمیانِ سیلِ عظیمِ تنهایی شانزن بغض می کنداشک می ریزدو مرد قدم می زندسیگار می کشدسکوت می کندفکر می کنداندوه به سینه می گیرد و گاهیکه اشک می ریزدبه یاد زنی می افتدکه اشک هایش شبیه به دانه هایی ست که از چشمانِ اوبر خاکِ خاطراتش می افتدو غبارِ اندوهگینِ تنهایی ...

ادامه مطلب

عشق اگر عشق باشد، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد..

خستم بی حوصله م. میرم شرکت میرم سرکار برمیگردم تو خطواحد به آدما و ماشینا زل میزنم. برمیگردم دوش میگیرم کتاب میخونم فیلم میبینم دلتنگ میشم و میخوابم. و این جمله مدام این روزها توی سرم تکرار میشه: عشق اگر عشق باشد، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد.. ...

ادامه مطلب

این روزها من با تو حسّ تازه ای دارم احساس خوب بی حد و اندازه ای دارم تا واژه ای اطراف چشمان تو می چرخد دنیا به حول محور جام تو می چرخد وقتی بخندی گونه هایت چال می افتد دور تو می گردد زنی، بی حال می افتد! بی حلقه ی دستان تو محبوس می ماند در بند انگشتان تو یک بند می خواند! دل می برد از تو در آن پیراهن ط ...

ادامه مطلب

شعری زیبا و با قافیه

به نام خدا در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم می گوید دل تو مثل غزل مثل خدا مثل سکوت مثل یک کوچه تنهاست، دلم می گوید دل سودایی من ،ساده و سرشار و بزرگ یک نفر مثل تو میخواست ،دلم می گوید من عقیده به غزل های تو دارم شاعر غم اشعار تو زیباست ،دلم می گوید درنگاه تو پر از بخشش مر ...

ادامه مطلب

الان ساعت یازده و سیزده شب است. از فرودگاه که می آمدم خانه تصمیم گرفتم حقیقت را بنویسم و ظفره نروم اینقدر. آخر آدم تا کجا می تواند طفره برود. فارسی نوشتن دارد فراموشم می شود و این دلیل دیگری بود برای آنکه بیایم و بنویسم چه اتفاق هایی دارد می افتد. اتفاق اول چکه ی شیر آب است که هر چند ثانیه یکبار می ا ...

ادامه مطلب

دلتنگی شیرین

اتفاق می افتد، گاهی آدم  فرسنگ ها از خودش دور می شود.. اتفاق می افتد.. گاهی آدم ساکن کوی بت عربده جویی بشود! اتفاق می افتد.. گاهی آدم ذره ذره ی وجودش خواستن باشد و نخواهد!     اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل ِ من دل من داند و من دانم و داند دلِ من.. ...

ادامه مطلب

شعر

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار کار ملک است آن چه تدبیر و تامل بایدش تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش... با چنین زلف و رخش ب ...

ادامه مطلب

شعر

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار کار ملک است آن چه تدبیر و تامل بایدش تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش... با چنین زلف و رخش ب ...

ادامه مطلب

 می خواهم از تو بگویم                  بی آن که در جستجوی قافیه باشم              و بی آن که حتی در جستجوی واژه ها باشم                             در این شب ها که گویند عزیزترین شب های خداست                                               می خواهم از تو بگویم                             از تو که عاشق ...

ادامه مطلب

نواندیش کهن پرداز

دکتر محمد حسن صنعتی نواندیش کهن پرداز هوشنگ ابتهاج  ‌سایه یك نواندیش كهن پرداز غزلباره است‌، به قول مرتضی كاخی‌. او در شعرش مرد میدانی عاقل و معتدل جلوه ‌می‌كند. درد اهل زمانه را از دور ولی عمیقاً حس می‌كند و در بیان آن چنان تردستی و مهارتی نشان می‌دهد كه این‌فاصله دور، جز به وسیله كسانی كه از نزدیك با ...

ادامه مطلب

دوبیتی

قالب دوبیتی كه نام دیگر آن «ترانه» می‌باشد، قالبی است همچون قالب رباعی، یعنی تنها دارای چهار مصراع است که همه مصراع‏های آن علاوه بر هم‌وزن بودن، باید مصراع‌های اول، دوم و چهارم آن دارای قافیه باشند و آوردن قافیه در مصراع سوم اختیاری است. وزن دوبیتی، تکامل یافته و عروضی شده نوعی از ترانه‌های قدیم ایران ...

ادامه مطلب

اگر ماه نباشد چه اتفاقی برای زمین می افتد؟

اگر ماه نباشد چه اتفاقی برای زمین می افتد؟ همان طور که می دانید، ماه به دور زمین می چرخد و طبق قانون نیوتن، دو جسم  زمین و ماه به علت جرم های بالا روی  حرکت یکدیگر تاثیر می گذارند. در این مقاله می خواهیم به این فرضیه  رسیدگی کنیم که تا چه حد ماه روی زمین تاثیر دارد.   ماه همواره یکی از مهم‌ترین مولفه ...

ادامه مطلب

عشق هم به گناه می افتد

هوس و عشق از ازل با هم دشمنان همیشگی بودند بعد تو آمدی و دنیا دید: عشق هم به گناه می افتد خواستم انتهای غم باشی، شعر خواندم که عاشقم باشی گفته بودند و باز یادم رفت: چاهکن توی چاه می افتد! عشق مثل دونده ای گیج است، گاه در راه مانده می بازد گاه هم پشت خطّ پایانی توی یک پرتگاه می افتد! سید مهدی موسوی ...

ادامه مطلب

پژوهشی در گویش تاتی شمال خراسان

پژوهشی در گویش تاتی شمال خراسان دکتر حبیب صفرزاده یکی از ضرورتهای معرفی و بررسی گویشها، وجود بسیاری از واژگان و ساختارهای کهن زبان فارسی و گاه تلفظ قدیمی و کهن واژه‌هاست که حاصل این کار، به مصحّحان و شارحان متون ادبی کمک شایان توجهی برای تصحیح و شرح این متون خواهد کرد. بسیاری از واژگان رایج در گویش تاتی که ...

ادامه مطلب

در آغوش من

گر نیمه شبی مست در آغوش من افتد چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد صد بار به پیش قدمش جان بسپارم یک بار مگر گوشة چشمش به من افتد ای بر سر سودایِ تو سرها شده بر باد  دور از تو چنانم که سری بی بدن افتد آوازة کوچک دهنت ، وردِ زبانهاست پیدا شود آن راز که در هر دهن افتد شیرین نفتد هر که زند تیشه ، که این رمز ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1