راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


من از جنس فروغم

  من از جنس فروغمهنوزم عشق میدانمهنوزم عاشقی را خوب می خوانممنم همچون فروغ خفته در ایامدلم تنگ است،برای اندکی ایمانزنان زاده ی دی را هراسی نیستاز سرمازمستان فصل سرما نیستزمستان فصل گرم عاشقان غرق زیباییستزمستان فصل اغازیست که پایانش پر از شادیست     ...

ادامه مطلب

میخواهم از چشمان تو تصویر بردارم یعنی نگاهت را به ذهنم خوب بسپارم دریا؟ چمن؟ خورشید؟ نه ! یک آسمان شاید ... سخت است روی چشمهایت اسم بگذارم! برای فروغم   شعری که دوست خوبم امروز برام فرستاد در حالی که من در رودهن هستم در گیر و دار کارهای عروسی و دل کندن از شهر و خانه ی پدری با دنیا دنیا خاطره... ...

ادامه مطلب

تیر برقی چوبیم ...

تیر برقی «چوبیم» در انتهای روستابی فروغم کرده سنگ بچه های روستا ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشتکوچ کردم از وطن، تنها برای روستا آمدم خوش خط شود تکلیف شبها،آمدمنور یک فانوس باشم پیش پای روستا یاد دارم در زمین وقتی مرا می کاشتندپیکرم را بوسه می زد کدخدای روستا حال اما خود شنیدم از کلاغی روی سیمقدر یک ا ...

ادامه مطلب

گم شدن

ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺒﺮﻣﺘـــــ ﯾﻪ ﺟـــﺎﯼ ﺷﻠـــﻮﻍ ,ﺧﯿﻠـــﯽ ﺷﻠـــﻮﻍ ,ﻭﺍﯾﺴﺘـــﻢ ﺍﻭﻥ ﻭﺳــﻂ ﻧﮕﺎﺗـــــ ﮐﻨـــﻢ!ﺑﮕـــﻢ ﺍﯾﻨـــﺎﺭﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨـــﯽ؟ﺑﮕـــﯽ ﺁﺭﻩ!... ﺑﮕـــﻢ ﺗــﻮ ﻫﯿﺎﻫـــﻮﯼ ﻫــﻤﻪ ﺍﯾـــﻦ ﺁﺩﻣـــﺎ , ﺑـــﺎﺯﻡ ﻣـــﻦ ﭼﺸﻤـــﺎﻡ ﻓﻘـــﻂ ﺩﻧﺒـــﺎﻝ ﺗــﻮ ﻣﯿﮕـــﺮﺩﻩ , ﺩﻟــــﻢ ﺑـــﺮﺍﯼ ﺗـــﻮ ﺗﻨﮕــــ ﻣﯿﺸـــﻪ... ﺻــــﺪﺍﻫﺎﺷـــﻮﻥﻭ ﻣـــﯽ ﺷ ...

ادامه مطلب

هف ده

  یاد تو که بر دلم می وزد , ستاره ای در آسمان بی فروغم می افروزد .. یاد تو همان فانوسیست که در عمق ناامیدی ها و تنهایی ها می درخشد .. یاد تو خورشید بی غروبیست که سرمای دلم را آب میکند .. یاد تو همچون باران به این جانِ بی جان , جان می بخشد .. بگذار یادت تا همیشه بتابد .. بگذار یادت تا ابد بر این سرزمین ...

ادامه مطلب

می شود پرواز کرد.....

می شود با واژه ها پرواز کرد  تا افق بی بال و پر اعجاز کرد  می شود با هر قدم در زندگی لحظه های تازه ی آغاز کرد    ************************* هرکس رسید مات و حیرانم کرد  از گفتن اشعار پشیمانم کرد  گفتم تو بخوان که شعر من غمگین است  با خواندن آن ببین چه طوفانم کرد   ********************** روزی که دلم به روی تو عاشق ...

ادامه مطلب

{دو}

بابام اصن زده زیر همه چی  بش اس دادم یا بیا خونه دنبالم یا خودم با فروغ میرم بیرون کار دارم.یه کلمه جواب داده برو  حالا میدونه من کلن ترس از اژانس دارم فروغم گشاده نمیاد باهام   شب اومده دارم از فوران استرسم واسه ازمون مرحله دوم میگم برگشته میگه تو اصن هیچی نمیشی مرحله دوم میخای چیکار بعد میگه من اصن ه ...

ادامه مطلب

زینب حاتمی ( متولد بروجرد )

                مشاهیر و مفاخر و هنرمندان بروجرد 35               خانم استاد زینب حاتمی ( متولد بروجرد )             شاعر ومدرس ادیبات فارسی ، قرن معاصر ......................................................................................      خانم زینب حاتمی ( متولد بروجرد ) ....................................................................................... ...

ادامه مطلب

تنها...

نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی نه بر مژگان من اشکی نه بر لبهای من آهی نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی به بخت واژگون باشد اگر خندان ...

ادامه مطلب

به بهانه شهادت دردانه سیدالشهدا(ع) و به یاد همه شهدای مدافع حرم

سلام بابا دختری افسرده حال و آزرده دل از دور دست ها مشتاق بوسیدن روی همچو خورشید توست و بوسه بر لبانت آرزوی دیرینه اش شده؛ عزیز جانم؛ای نور دیدگان کم فروغم؛؛؛ من در خرابه های حاصل از کینه ها و جهالت ها انتظار طلوع خورشید گونه ات را میکشم؛؛؛ پدر! ای سلاله پاکی ها و ای مبنای قیام و آزادگی؛؛؛ از ویرانه و بد ...

ادامه مطلب

107 ... ذکر میکنم مسیح ِ من " عزیز ِ دلم"

عزیز  ِ دلم واژه ها امشب در برابر چشمان بی فروغم می چرخند و واضح نمی شوند که بنویسمشان، که بفهمم چه می گویند؟! بله! من اعتراف میکنم روزها من هرگز ننوشتم و این واژه ها بودند که بی هوا روی شاخه های افکارم می نشستند، درست مثل همین الان که خوابم می آید و دست از سرم برنمی دارند! آیا من باید روزها از خودم سوال ...

ادامه مطلب

متن عاشقانه

چشمانم را فرو می بندم غرق می شوم در رؤیایی شبانه  ناگاه می بینم پولکی از جنس ستاره ریخته بر گیسوان سیاه این عاشقانه  آسمان جشن رنگی می گیرد در این سرور نور افشان  ستارگان دنباله دار هل هله می کنند در این رسم رندان  می آید از کهکشان شاهزاده ای با اسب سپید  بر سر اسبش شاخ سپیدی از جنس حریر  می رسد قلبش به ن ...

ادامه مطلب

نور ماه

 بی خوابی بیداد می کند ... فکر و بغض، زمان و مکان را به نابودی کشانده   می روم زیر نور ماه ... و ماه چه سخاوتمندانه نورش را بر تن خسته و تاریکم می پاشد..   پاهایم را بغل کرده ام و زل زده ام به آسمان ، به ماه و شاید به خدا ...   بی حوصله، دلتنگ و البته ناراحت و پریشان با دلی گرفته و خسته سر بر زانوها ...

ادامه مطلب

..........

چشمانم را فرو می بندم غرق می شوم در رؤیایی شبانه  ناگاه می بینم پولکی از جنس ستاره ریخته بر گیسوان سیاه این عاشقانه    آسمان جشن رنگی می گیرد در این سرور نور افشان  ستارگان دنباله دار هل هله می کنند در این رسم رندان    می آید از کهکشان شاهزاده ای با اسب سپید  بر سر اسبش شاخ سپیدی از جنس حریر    می رسد قلبش ب ...

ادامه مطلب

رمان عشق دانشگاهی

  بسم الله الرحمن الرحیم قسمت نهم من دیگه دارم بیهوش میشم همین جاتو حیاط میشینم اینا را میخورم قندم اومده پایین چیپس و پفکم خیلی قند دارن شما نمیدونید. ...... اخیش سیر شدما قندمم اومد بالا همه چیپسارا خوردم. بله ما اینیم خب دیگه برم بکپم. در اتاقو با لنگم باز کردم و پریدمتو. عه این دختره کیه اینجا خوابی ...

ادامه مطلب

دیدگاه دکتر کزازی درباره ایران و ایرانی

 بختِ بلند و بزرگ و بهینه‌ ما ایرانیان آن است که ایرانی هستیم، در این سرزمینِ سپندِ اهورایی که سرزمینِ هزاره‌هاست، سرزمین فر و فرهنگ و فرهیختگی و فرزانگی است، سرزمینِ نژادگان و آزادگان است، سرزمینِ مردمانی است که هماره در درازنای تاریخ ایران‌زمین آوازه‌گرِ مهر و آشتی و دوستی بوده‌اند در پهنه‌ گیتی، سرزم ...

ادامه مطلب

آشنایی با اصلاحات ادبی

  تدوین : مصطفی پایمرد آشنایی با اصطلاحات ادبی صدر صدر در علم عروض نخستین پایه از مصراع اول هر بیت را گویند، مانند واژه‌ی توانا بر وزن فعولن در این بیت:توانا بود هر که دانا بودز دانش دل پیر برنا بودضرب ضرب آخرین پایه‌ی از مصراع دوم هر بیت را گویند، مانند "بُوَد" بر وزن فَعَل در توانا بود هر که دانا بودز ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1