راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


همدم

                                           همدم روشنی  بخش  شب  تارم شدی             مرهمی  بر قلب  بیمارم شدی قلب من سرشار از عشق تو شد             در  میان بی کسی یارم شدی یاس   خوشبویی  ز   گلزار   نبی             محرمی بر سر و اسرارم شدی همدم  و  همراه  و  همراز  منی             مطلع   ابیات   اشعارم ...

ادامه مطلب

یه غزل قدیمی:

منم غربالِ پوچی ها که دُرّ ناب می بارمولی درد بزرگم را درون چشم تر دارمنباتی زعفرانی بودم و با درد جوشیدمنخی هستم که از عمرم فقط زردی به جان دارمچو بادی تب گرفته می وزم بر شاخه ها هر دمطبیبان را چه پیش آمد که خود بیمار دوارممرا درد رسیدن بود ، به سر سودای چیدن بودولی در دست آفت های عصیانم گرفتارمحقیق ...

ادامه مطلب

روزها و شبهایم...

روزهایم در مستی دنیا گذشت و شبهایم در بیهوشی خواب!  آه ،چقدر خسته دیروزم!!! خسته روزگاری که بر خلاف آرزوهایم گذشت. ساعتها نیز خلاف وظیفه اشان زمان را گم کرده اند، و من در اضطراب و تشویش ثانیه ها، دست بر پیشانی خورشید زمان را جستجو می کنم. انگار ابرها هم لج کرده اند و بارانی نمی فرستند. شاید ،اصلاً نفس ...

ادامه مطلب

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای طرفه نگارماز دوری صیاد دگر تاب نیارم رفته ست قرارمچون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم تا دام در آغوس نگیرم نگرانماز ناوک مژ گان چو دو صد تیر پرانی بر دل بنشانیچون پر تو خورشید اگر رو بکشانی وای از شب تارمدر بند و گرفتار بر آن سلسله مویماز دیده ره کوی تو با اشک بشویم ب ...

ادامه مطلب

اولين مسابقه وبلاگي علامه

به بهترین دلنوشته درباره امام زمان عج جایزه ای نفیس ازطرف مدرسه علامه داده میشود   شرایط دلنوشته: 1.فقط زیبایی ومحتوای نوشته مهم میباشد. 2.دلنوشته حرف دلی است كه به امام زمان گفته شود. 3.تعداد واندازه دلنوشته مهم نیست میتواند حتی یك خط باشد. 4.درقسمت نظرات همین پست بادرج اسم وپایه  تحصیلی دلنوشته خود ...

ادامه مطلب

 عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم کرد.آمدم گریه کنم تا تو نگاهم بکنیچون ستاره به تماشای شب تارم کرد.آمدی خواب مرا از چه پریشان کردیگفتی عاشق شده ام عشق تو بیمارم کرد.آمدی خانه ی ویرانه گلستان کردیبوسه ای از لب تو شهره ی بازارم کرد.آمدی دل ببری؛ یا بخری؛ فهمیدموقت خواب آمدی و ...

ادامه مطلب

تلفیق

تلفیقی از زخم کویر و آبشارمجنگی میان پنجه و قلب سه تارم تاریکی این کوچه ها سهم کمی نیستوقتی که چشم روشنت را دوست دارم با تشنگی هایت قدم خواهم زد آنوقتیک مشت دریا توی جیبت می گذارم فرقی ندارد تنگ یا جوی خیابانوقتی که جز یک ماهی مرده ندارم هم هستم و هم نیستم در خاطراتتمثل صدای مبهم سوت قطارم امشب چراغ خانه ...

ادامه مطلب

امشب از بوی اقاقی سر خوشم   وز شراب چشم ساقی سرخوشم     من خراب چشم مستت ساقیا   می بده قربان دستت ساقیا     حیرتم آئینه دار دلبر است   مستیم امشب ز جایی دیگر است     من پر از هویم که هی هی می کنم   بشنو از نی بشنو از نی می کنم     باز آشوبی به کارم کرده عشق   همچو رگ های سه تارم کرده عشق     مست گشتم ...

ادامه مطلب

کجا. پیدا. کنم.

بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم    شب نصیبم روزگارم را کجا پیدا کنم    من که در این شهر حتی خود را گم کرده ام    شمع بَزم شام تارم را کجا پیدا کنم    زیر سقف آسمانی خالی از خورشیدو ماه    مانده ام لیل و نهارم را کجا پیدا کنم    فصل یخبندان ندارد قصد کوچ از خاطرم    مُنجمد گشتم بهارم را کجا پیدا کنم ...

ادامه مطلب

تو فقط باش....

تو فقط باشحال مرا نه قدم زدن زیر باران خوب میکند ...نه راه رفتن روی برگ پاییزی ،نه نشستن کنار ساحل دریا ...و نه هیچ ...حال من با تو خوب است ،حتی در یک آلونک چوبیکه باران از سقفش به درون میچکد ...تو فقط باش ،مرا همین بس که روشنایی شب های تارم ،برق چشمان تو باشد ... ...

ادامه مطلب

دیوزگی شرافت

عدالت رفتاری ما اینقدر پست و حقیرست که نه زن میشناسد و نه مرد . وقتی که شروع یک رابطه بر حسب سبک و سنگینی نیاز فرد آغاز میشود و با گذشت زمان اسم عشق پیدا میکند از ترس از دست دادن تا مادام این رابطه این حقارت با شخص همراست. و من چقدر خرد و حقیر شدم که تنها قطب تصمیم گیرنده رابطه با خویش خویشتنم شدم و این ...

ادامه مطلب

نکته:

سلام. ۱-یه معذرت خواهی بکنم چون خیلی ناهماهنگ مطلب میزاشتم براتون یه سری اتفاقات افتاد نمیشد بیام و مطلب بزارم. ۲-دلنوشته ها تموم شد و شمام هیچی ننوشتید حتی اون رفیق گلمون که همیشه نظر میداد. ۳-برنامه بعدی رو از شنبه شروع میکنم و هر روز عکس های یه قسمت رو براتون میزارم. ۴-ازتون میخوام نظر بدین یکی از دلایل ...

ادامه مطلب

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر هر دم، کند بیمار بیمارم بخواب آرامِ جانِ من ،کنارت بودم و هستم بخواب آرام من امشب ،چو هر شب سخت هوشیارم تمام هستی ام خوابی ، برایت شعر می گویم بخواب آرام تا فردا، که من مشتاق دیدارم میان سینه ام بغضی، دل من گریه می خواهد ز ترس بودن بی تو ، ز فکرش ...

ادامه مطلب

در دقایق تیره تارم هنگام‌که کسی در من نیست همه مه است همه دیوارهایی‌ست که همه‌جا تنها میراث زندگی‌ست یک‌دم اگر دیده بگشایم از آن‌جا که در خود خفته‌‌ام دورادورْ کرانه‌ای می‌بینم، که طلوع که غروب در آن می‌گذرد.. باز زنده می‌شوم، هستم و می‌دانم و حتا اگر آن بُرون خودْ وهمی باشد که در درون‌اش فراموش‌ می‌کنم دیگر هیچ ن ...

ادامه مطلب

دلنوشته های زیبا در مورد شهیدان

دلنوشته های زیبا در مورد شهیدان سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نماندند تا بمیرند ! . . و تا ابد به آنانکه پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بی مزار بمانند مدیونیم … . . به مادر قول داده بود بر می گردد … چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت : بچه م س ...

ادامه مطلب

اقتصاد جهان در سال 2016 ناامید‌کننده است

رئیس صندوق بین‌المللی پول با بیان اینکه اقتصاد جهان در سال 2016 ناامید کننده است، گفت: افزایش نرخ بهره‌ در آمریکا و انگلیس باعث می‌شود بسیاری شرکت‌ها قادر به بازپرداخت بدهی‌های خود نباشند و این اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. ...

ادامه مطلب

سیب آرزویت

منتظر سقوط سیب نباش که رسید بیافتد در دامنت .هزاران چشم در پی اش است.از غرور کم کن و دستی بلند کن وبچین سیب آرزویت را قبل از آن که بچینند ودرحسرت بگذارند چشمانت را. بچین وبوسه ی زن بر گونه اش ومحکم بفشار میاندو دست خویش بازوانش را.ودندان عشق را بسای بر استخوانش. سیب درختآرزویت از آن توست وبدان که ...

ادامه مطلب

دلنوشته ی دانش آموز عزیز در مورد امام زمان علیه السلام

برخی از دلنوشته های هنر جویان در موزد امام زمان.........به نام خالق مهدی ومعبود من..................سلام بر مهدی....بر مردی که آسمان ها از قطره ی اشکش بر خود باریدند....سلام برمردی که در زمان ذکر گفتنش زمین درختان خود را برای ملاءکه به قلپ تبدیل نمود وآدمی خون خود را به عنوان جوهر اهداء کرد وکهکشانها ...

ادامه مطلب

دلنوشته اسد زارعی مرودشت . مبادا در غیاب ما تاریخ دروغ بگوید.

   تکه ای ازتصویر افول عشق را ٬ به قامت شکسته ی احساس آویختم٬  و به همراه قلبی مملو از فریاد های مسکوت٬  بردوش قاصدک زمان گذاشتم و در مسیر عبور آینده گان رها کردم٬ تا نامده گان  دریابند  که سایه ی آفتاب روزگار ما بر سر آزادگان نبود٬   و ابرخسیس عمر از خیس کردن چشمان خوشه چین محبت شرم نمی کرد.  چنانکه چرخ چر ...

ادامه مطلب

"تقدیم"به "کسی" که"نمیدونه"؟؟واسه "اونه"که "پست" میزارم"سهم""من" از “تـــــــــــو”"عشق" نیستــــــــــــــ "ذوق" نیستـــــــــــــــــــــــــــــ "اشتیاق" نیستــــــهمان "دلتنگی"بی "پایانی"است که"روزهــــــــــــــا""دیوانــــــــه ام" می کند"شبها""حیرانم"!!"امشب" هم "گذشت""تو"در "خواب"ولى "من"بدون "خواب"باز ...

ادامه مطلب

از زندگى از این همه تكرار خسته ام  از هاى و هوى كوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه  امشب دگر ز هر كه و هر كار خسته ام  دل خسته سوى خانه تن خسته مى كشم  اوخ...كزین حصار دل آزار خسته ام  تنها و دل گرفته و بیزار و ناامید از حال من مپرس كه بسیار خسته ام  محمد على بهمنی ...

ادامه مطلب

دلنوشته محسن رضایی از مرگ مشکوک پسرش در دبی

دلنوشته محسن رضایی از مرگ مشکوک پسرش در دبی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره پسر ارشدش «احمد» که سال ۱۳۹۰ در امارات درگذشت، دلنوشته‌ای منتشر کرد. دلنوشته محسن رضایی درباره پسرش  متن دلنوشته محسن رضایی در صفحه اینستاگرامش به این شرح است: «جبهه فقط رزمنده‌ها نبودند که فداکاری می‌کردند و می‌جنگیدند. خا ...

ادامه مطلب

مادر

...

ادامه مطلب

***این  سر ی تا لحظه آخر نمیخواستم برم چون اصلا  حال و حوصله نداشتم  دلم خیلی گرفته بود اما گفتم تو  این اوضاع و احوال  بهتر  از  تو خونه موندنه و بازشال وکلاه کردم و رفتم ناامید ناامید  نشسته بودم که یکدفعه تو رو دیدم تو هم منو دیدی  نگاهمون تو هم تلاقی کرد و سلام کردیم  فقط  خدا میدونه که چقدر دلتنگت ...

ادامه مطلب

درد دل(شعرازاصغراسلامی مشکنانی)

    درد دل   ای که دنیا رابه پایت ریختم اشکهایی که برایت ریختم نام زیبایت به خود آویخته آبرویم رابرایت ریختم * کاش یک لحظه تو یارم می شدی روشنیِ شام تارم می شدی کاش برمن هم نظرها داشتی دلخوشیها وقرارم می شدی * درکنار یاد تو تنها شدم همدم وهمراه این غمها شدم مهر تو باشد همیشه دردلم دوره گردی در دل صح ...

ادامه مطلب

دلنوشته ای برای جیمز لستر

خوب میخوام دلنوشته ای برای جیمز لستر بنویسید و امیدوارم شمام بنویسید: تو خیلی مهربون بودی ولی دوست نداشتی به کسی رو بدی اینو میشه از موقع مرگ کاتر فهمید که چقدر نگران بودی،از اوردن وسایل ابی و کانر به ARC جدید و تلاشت برای برگردوندن اونا به تیم،از نجات جون جونورها به خاطر ابی،از جا دادن به کانر شلخته ...

ادامه مطلب

دلنوشته ای برای استیفن هارت

خوب میخوام دلنوشته ای برای استیفن هارت بنویسم و امیدوارم شمام بنویسید؛ استیفن با اینکه خیلی زود فریب هلن رو میخورد ولی کار های خوب زیاد کرد و شجاعت های زیادی به خرج داد که بعد از مرگش و بعد از اومدن بکر،لستر که از کسی تعریف نمیکنه به بکر گفت هیچکس نمیتونه جای استیفن رو بگیره،استیفنی که به تنهایی با جون ...

ادامه مطلب

دلنوشته ای برای کاپیتان بکر

خوب میخوام دلنوشته ای برای بکر بنویسم و امیدوارم شمام بنویسید: خیلی شجاع و با جذبه بودی و خیلی خوب تونستی جای استیفن رو برامون پر بکنی. خیلی خوب حال کیریستین رو گرفتی و دمت گرم که خیانت نکردی یعنی یه چیزی ته دلم میگفت خیانت نمیکنی،ممنون. خیلی دلم برات سوخت وقتی با مت حرف میزدی و گفتی یه بازنده ای و ...

ادامه مطلب

دلنوشته ای برای دنی کوئين

خوب میخوام دلنوشته ای براس دنی کوئین بنویسم و امیدوارم شمام بنویسید: خیلی باحال اومدی توی تیم و سیستم امنیتی بکر رو زیرسوال بردی و بکر هم بالاخره زیر بار رفت که سیستم امنیتی مشکل داره. چه لحظه قشنگی رو به وجود اوردی وقتی که جو دادی و همه برای لستر دست زدن. چقدر رابطه ی دوستانه ای با تیم داشتی به خصوص ...

ادامه مطلب

حفر چاه

  مردی شروع به کندن یک چاه کرد. پس از حفر ده متر، هنوز به آب نرسیده بود. از رسیدن به آب ناامید شد و حفر چاه در جای دیگری را آغاز کرد. این بار پس از پانزده متر حفاری، هنوز اثری از آب دیده نمی‌شد. مکان دیگری را برگزید و چاهی عمیق‌تر از دفعات دیگر حفر کرد اما این بار هم به آب نرسید. خسته و ناامید پس از حفر م ...

ادامه مطلب

در اندر باب اخلاقیات ...

روزی برای کسب هنرهای بیشتر عزم رفتن به کلاس سازی در مکتبی موسیقیائی را کردم . ما و اولین قدم به داخل مکتب و صدای خوش ساز و آواز . در همین حسیات بودیم که اقائی جلوی چشممان ظاهر شد :" خانوم کاری داشتین ؟؟ "آقا جاافتاده اما کشیده و خوش پوش بود . موهای جو گندمی و مرتبش هم خبر از پاکیزگی و آراستگی می داد ...

ادامه مطلب

حس غریب

تو همون حس غریبی که همیشه با منی تو بهوونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی تو امید انتظاری تو دلای ناامید مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید چه غریبونه گذشتند جمعه های سوت و کور هنوزم اما نرسیدی ای تجلی ظهور با تو ام، با تو که گفتی، تکیه گاه عاشقایی میدونم یه دنیا نوری، ساده ای، بی انتهایی مث لالایی بارون، تو کویر بی ...

ادامه مطلب

18. حقايقي درباره من.

جزو دسته آدم های مهربون به شمار نمیام ولی مهربونی خاص خودم رو دارم. انتظار محبت الكی و قربون صدقه شنیدن از من نداشته باشید كه بدجور ناامید می شید. آدم كم حرفی هستم و انتظار دارم كه آدم های اطرافم هم كم حرف باشن. رو مقدار حرف زدن و كیفیتش خیلی حساسم. البته به گریه كردن هم خیلی حساسم. از این كه یكی جلوم گریه ...

ادامه مطلب

دلنوشته های شما

وقتی دیدم بیشتر دوستان تو نظراتشون جملاتی قرار میدن که بعضا بهتر از مطالب من هستش تصمیم گرفتم که این پست رو بزنم تا هم همه از اونا استفاده کنن و هم جبران محبتی کرده باشم هر چندخیلی کوچیک تا به امید خدا بتونیم خوشبختی رو تو زندگیمون حس کنیم. برای خوندن دلنوشته ها به ادامه مطلب برید دوستان این پست رو دوب ...

ادامه مطلب

دلنوشته های م.ف.س

دوستت دارم را گفتم و نوشتم در واژه واژه های کلماتی که عبورشان دادم هربار از ذهن و روحم . و در قلبم حک کردم عشق را که توام با نامت. و گذر زمانی که ثانیه ثانیه اش فزون می کند این عشق و این دلتنگی را. و قلبی که خسته از دلخستگیت،فشردگی دردش،آه از نهادم را برون می دهد. و نفسی که یاد و خاطرت راه تنفسش را مر ...

ادامه مطلب

دلنوشته ای برای جنی لوئيس

خوب میخوام دلنوشته ای برای جنی لوئیس بنویسم و امیدوارم شمام بنویسید:دیدی داستان جونورها حقیقت داشت،اوایل باور نمیکردی و فکر میکردی مسخرت میکنند ولی وقتی توی اون ساختمون توسط یه کرم مورد حمله قرار گرفتی و کاتر نجاتت داد فهمیدی حقیقت داره و ترسیده بودی.اوایل از کاتر خوشت نمیومد و سر قضیه کلودیا فکر میکردی دیوون ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1