راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


سلام و تمام خاطراتم

سلام می کنم به دوستانم ، کسانی که خیلی خاطرات خوبی از آنها داشتم و دارم ، کسانی خاطرات دوران جوانی ام بودند. شاید روزی راهتان از وبلاگ خاطرات ما گذشت و این نوشته را دیدید ، هیچ وقت خاطرات شما از ذهن ما پاک نخواهد شد.   دلم برای همه شما تنگ شده .  دوستتان دارم و تا جان دارم فراموشتان نمی کنم.       ...

ادامه مطلب

خاطراتی در برابر پنکه

سلام به همه...  آدم وقتی با یه کی خاطره ی خوشی داره تا مدت ها اون خاطرات رهاش نمی کنن و میشن آینه ی دق و مخصوصا وقتی این خاطرات از جنسی مخالف باشند...  از خاطرات خوش خواهش دارم یا اصلا تشریف نیارن یا وقتی خودم گفتم گورشون رو گم کنند....  ...................................................................... ...

ادامه مطلب

برگریزان

و خاطرات نه مجال گریز می دهند، نه رخصت خلوتی. خاطرات روح تو را می درند در رخوت سرد روزهایت، چنان بارانی ات می کنند که برگریزان سهم تو می شود. خاطرات از تو و لحظه هایت عبور می کنند، می دوی و می دوند و نمی دانی کدامیک زنده تر است...! ...

ادامه مطلب

خاطرات خوش

ما به اندازه خاطرات خوشی  که از دیگران داریم آنها را  دوست داریم و به آنها  وابسته می شویم . هر چه خاطرات خوشمان  از شخصی بیشتر باشد  علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود  پس هر کسی را بیشتر دوست داریم  و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد  باید برایش خاطرات خوش زیادی  بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم . ...

ادامه مطلب

عبور خاطرات

عبور خاطرات همچون قطاری خالی که سوت میکشد دیوانه وار ذهن خسته ی مرا   توقفی نیست در هیچ ایستگاهی و من فرسوده از مرور خاطرات تهی تر از همیشه ایستگاهی را نمی یابم تا خاطراتم را برای همیشه  آنجا پیاده کنم   #مهدی_نوروزی   @mehdi_nowroozi ...

ادامه مطلب

دفتر خاطرات

البرز ، البرز ، البرز  دفتر خاطرات ما ست  با بوسه هایی که بر سپیدی اندام تو نوشته شدندنیمه شب  جیغ ، کابوس   و نجوایی که تو را   میان آغوشم به خوابی سپرد    سنگین نگاه درختانی که از  پشت پنجره  دفتر خاطرات ما را    سرک می کشیدند.                                                                    مجمو ...

ادامه مطلب

خاطرات ...

خاطـــــــرات نه سر دارند نه تهـ......بی هوا میایند تا خفـــــــــه ات کنند...میرسنـ......د گاهی وسط یک فکـــر...گاهی وسط یک خیابانــــ........سردت میکنند....داغت میکنند.............رگ خوابـت را بلدندخاطرات تمـــــــــام نمیشوندخاطرات تمامــــــــــت میکنند ...

ادامه مطلب

یک وبلاگ عاشقانه

بی حوصله بودم مشغول وبلاگخونی شدم. یه وبلاگ پیدا کردم درباره خاطرات یک خانم 40 ساله از خاطره اول شروع کردم یک نفس کل خاطرات این خانم رو خوندم بیشتر در مورد عشق دوران دانشجوییش بود آنقدر این خاطرات جذاب هست که آدم فک میکنه داره یه رمان میخونه ...

ادامه مطلب

حال من خوب است!

خاطرات خوب، خاطرات بد... بارون، برف... هنوزم توی سرازیری با ماشین گاز دادنو دوست دارم به سربالایی که میرسم خاطرات خوب بیشتر یادم میاد! کلاسهای دانشگاه هنوز شروع نشده ولی حس خوبی داره آدم توی یه مقطع بالاتر بخواد ادامه تحصیل بده... چقدر احساس مسئولیت میکنم وقتی یادم میاد قراره تا 5 ماه دیگه پدر بشم و هنوز ...

ادامه مطلب

خاطرات......

خاطراتی دارم پرازدردوحسرت همیشه دنبال دلیل ازدست دادنشم من همه کارکردم برای نگه داشتنش اما..... نمیدونم چرازمونه ازمن قوی تربود چرااینجوری شد هنوزم درحسرتشم چون دوسش داشتم امانمیدونم چرارفت؟ نمیدونم الان نمیدونم اسم این خاطرات روچی بزارم کمکم کنین تابدونم اسمش چی میشه خاطرات.....   ...

ادامه مطلب

خاطرات

وقتی خاطرات برای کسی زنده میشه هیچ کس نمیتونه جلوی نارحتی و غمگینی اون شخص رو تو اون بازه زمانی بگیره فقط میشه دعا کرد که زنده شدن اون خاطرات برای اون شخص تاثیری تو زندگی فعلی و آینده ش نزاره اون موقه شاید بشه گفت که تو زندگیش تاثیر گذاری و اگه نتونی این کارو براش بکنی بهتره که تنهاش بزاری ببینی چه تصمیمی ...

ادامه مطلب

خاطرات

خاطرات را باید سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشیدخاطرات نه سر دارند؛ نه ته !بی هوا می آیند تا خفه ات کنندمیرسند گاهی وسط یک فکرگاهی وسط یک خیابان... ... و گاهی حتی وسط یک صحبتسردت می کنند؛ رگ خوابت را بلدند!زمینت میزنند ...خاطرات تمام نمی شوندتمامت می کنند ... !!! منبع ...

ادامه مطلب

ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم

ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریمو به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم... ...

ادامه مطلب

؟؟؟

با نام و یاد خدا امرزو بعد از مدتها سری زده ام به خانه مجازی ام و خاطرات این اتاق سرگشته و شناور در ذهنم مرا یاد آور گذر عمر می کند.فکر میکنم در این مدت که سراغی از این متروکه نگرفته ام عنکبوت مجازی تارهای هایی از جنس بلاتکلیفی بر گرد این اتاقم تنیده اند و اینجا هم اکنون نیازمند خانه تکانی است.اما حیفم می ای ...

ادامه مطلب

خاطرات...

جودی عزیزم!... ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها رو دوست داریم و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود. پس هر کسی را که بیشتر دوست داریم و می خواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت ش ...

ادامه مطلب

خاطرات خنده دار مدرسه یادتونه

...

ادامه مطلب

پشت پنجره (۸)

پشت پنجره , می نگرم! می نگرم و … می نگرم! می توان فکر کرد, کسی گرد مِس بر تمام آسمان شهر پخش کرده!  گویی یا حقیقی همه جا سرخ است , مردم شهر با من هم عقیده اند! امروز شهرمان کمی عجیب شده.  می توانم استشمام کنم … عطر تمام خاطرات زمستانی ام را! به یاد می آورم … به یاد می آورم… آی که عطر خاطرات چقدر ماندگارا ...

ادامه مطلب

اینستا نوشت

ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریمو به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم....بخشی از کتاب ...

ادامه مطلب

روز های تابستان

 روز خوبی بود.. روزی که با همه خستگی ها و کلافگی های گرمی تابستان... بچه ها دورهمی داشتیم در همان مغازه کوچک و فسقلی خودمان ... دوتا از بچه ها از راه رسیدند یکی هم که حاضر به یراق بود  و بعد در مغازه را بواشکی بستم و صدای گیتار و سلطان قلبها و کلی خاطرات که زنده شد. به بچه ها گفتم... بارهاهم گفته ام دو ...

ادامه مطلب

بابالنگدراز

جودی عزیزم!... ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم و به آنها وابسته می‌شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می‌شود.پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم ...

ادامه مطلب

خاطرات شهيد مراد علي حسيني

 خاطرات شهید مراد علی حسینی خاطرات شهیدروزی شهید از مدرسه به منزل آمد هنگام صرف نهار بود همه مشغول تناول بودند ناگاه خبر آوردند كه سید علیرضا هاشمی (یكی از عناصر انقلابی كه در تشكیل و سازماندهی نیروهای خط امام نقش عمده ای داشت )دستگیر شده است .شهید سراسیمه برخاست و فرمود شاید به كمكم ما نیاز باشد در این هن ...

ادامه مطلب

کتابشناسی انقلاب اسلامی

كتابشناسی خاطرات انقلاب مبارزه علیه رژیم پهلوی به همت توده‌های مردم، روحانیون، شخصیت‌های سیاسی، روشنفكران و دانشجویان در فاصله سال‌های 1342 تا 1357 و به مرور اوج گرفت و انقلاب اسلامی پیروز شد. بسیاری از چهره‌های مبارز و انقلابی خاطرات خود را منتشر كرده‌اند . "ایبنا" به مناسبت سی‌امین سالگرد پیروزی ا ...

ادامه مطلب

داستان سریال خاطرات یک خون آشام + عکس های سریال خاطرات یک خون آشام

خاطرات خون‌آشام (به انگلیسی: The Vampire Diaries)‏ یک سریال آمریکاییمحصول سال ۲۰۰۹ شبکهٔ تلویزیونی سی‌دابلیو است که هم اکنون نیز در حال ساخت می‌باشد و در حال حاضر محبوب‌ترین سریال تلویزیونی برای رده سنی نوجوان (۱۴-۱۹) محسوب می‌شود. این داستان به شرح خاطرات و اتفاقاتی که برای یک خون‌آشام به نام استفن سا ...

ادامه مطلب

هزار و سیصد و خاطرات لاکردار

توی سرت ضرب می گیرند می چرخند و می رقصند و بعد خود را به دست باد می سپارند تمام خاطرات که جمع شده در بلاگفاچقدر همت می خواهد دل کندن ازینجااین جایی که خاک مرده پاشیده اند به تمام قد و بالایش قالبی نو برانداختیم شاید نوشتن را هم از سر گرفتیمشاید هم بی مخاطب ...

ادامه مطلب

فصل جدید

سلام من اومدم اینجا جه خبر شده زلزله اومده نکنه با خونه تکونی بلوگفا خاطرات ما رو هم تکونده ...... چی بگم من حرفی ندارم یعنی نمیدونم چی بگم این دوران همون طور که تو میگی چه خوب و چه بد بوده و وجود داشته قسمت مهمی از خاطرات ما شده هم روزاش هم آدماش ک داخل زندگی و خاطرات ما نقش مهمی داشتن  از همشون ممنو ...

ادامه مطلب

قندیل

یخبندان بود، آبشار قندیل بسته اش در گرمای گونه هایش ، آب می شد. خسته بود و خوابش می آمد، او پری کوچک غمگینی بود که شب ، با حسرت می خوابید و صبح با هزاران  آرزو بیدار می شد... شاید هم ، پرسفون بود و همیشه ،  شش ماه   در سال به خاطر دانه های اناری که از دست هادس گرفته بود و ناغافل خورده بود ، به زیر زمین باز می گشت ...

ادامه مطلب

تبانی خاطر با خاطرات

وقتی هنوز بچه هستی و بچگی می کنی با دوستان و همسالان و محیط پیرامونت چنان سرگرمی که گذران زندگی را احساس نمی کنی. معمولا این سرگرمی ادامه می یابد و در دوران سه ساله راهنمایی پرشورتر و شلوغ تر می شود. در دوران طلایی راهنمایی چنان با همکلاسی ها و معلمان و دیگر افراد مرتبط، سرگرمی که فرصتی برای تفکر و نگرانی پید ...

ادامه مطلب

+ چقدر بده تمام خاطرات سال ٩٣ حذف شده چقدر بده ك از مرداد ٩٤ ننوشتم چون بلاگفا لطف كرد وبلاگمو خراب كرد تو بلاگ نوشتم اما اونجام یه مزاحم پیدا شد ، نمیتونم دیگه حرفامو صریح بنویسم خوشم  نمیاد از سانسور در نتیجه برگشتم اینجا شاید خاطرات اونجارو كپى كنم اینجا   ...

ادامه مطلب

باران

سیاهی شب  خودنمایی شب بوها و عطر خاک نم زده  نم نم باران  باران دلتنگی  دلتنگی و تاریکی  تاریکی دل تنهایم را  تنهایی شب و خیال بافی هایم را  خیال عشق  عشق به تاریکی  تاریکی و اشک  اشک ابر ها  ابر بارانی دلم را  باران تنهایی بر وجود خسته ام را  خستگی از آهنگ همیشگی  همیشگی بودن خاطراتم را  خاطرات تاریک و سوت و ...

ادامه مطلب

jalebe

کارو دردریان :   تا بدانند سرنوشتش رادر چه مایهبر چه پایه باید نهادتصمیم گرفت خاطرات گذشته‌اش را بنگاردو به خدمت سرنوشت سازانش بگمارد...عجبا دید که در کلبهٔ نگون بختشحتی برای نمونهیک مداد هم ندارداز انبار یک تاجر لوازم التحریرشبانه، یک میلیون مداد به سرقت بردو تمامی یک میلیون مداد را تراشیدچرا که می‌خواست ...

ادامه مطلب

ثبت لحظه ها

برای همه ما پیش آمده که تصاویری زیبا از لحظاتی صمیمی که با دوستان خود سپری کرده ایم به یادگار ثبت کنیم.و این یادگاری ها را در صندوق چه خاطرات محفوظ نگه داریم تا شیرینی روزگار سپری شده را مدام حس کنیم.ولی،ما یعنی انسان امروز، خود را در دام مشغولیات و تجملات دست پا گیر انداخته ،و به ندرت سرکی به خاطرات گذشته میکش ...

ادامه مطلب

خاطرات.....

خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی! نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه ...  یک جایی می رسد که آدم دست به خودکشی می زند نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند نه! قید احساسش را می زند .  تنهایی ست دیگر بر می دارد تیغ را و می کشد روی همه ی رگهای عادت...روی پوست ورآمده ی خاطرات... .  ای کاش لمس کر ...

ادامه مطلب

خاطرات

شاید یادآوری خاطرات اتفاقاتِ افتاده ی گذشته دردناک باشند اما خاطراتی که هرگز اتفاق نیفتاده اند چیزی فراترند  بند بند وجودت اتفاقی را ترسیم می کند و تمنای رخ دادنش را یدک می کشد  سخت است در خاطرت به یاد آوری  لحظات خوشی که با هزاران امید و آرزو به تصویر کشیده ای از دست رفته اند پیش از آنکه ... بدست آ ...

ادامه مطلب

طبق عادت دیرینه

طبق عادت دیرینه می خوام در حد توان خاطرات روزانه امو یا هفتگی مو بنویسم . اگرم به نت دسترسی نداشتم حداقل ماهی یه بار یه مطلب از خاطراتی که به من گذشت رو بنویسم. نمی دونم کسی خواهد بود خاطرات منو بخونه یا یه مطلبی از پستام براش جالب باشه و بخوندش. بهرحال من می نویسم برای دل خودم .... شاید حداقل یه رو ...

ادامه مطلب

سوپرایز.../9518/3

سلام حسین خوبی؟ هاهاها امروز 18/3/95ساعت 5:23دقیقه ی صبح بهت امروز گفتم ک یه سوپرایز دارم؟ سوپرایزم این بود که تا چهارسال دیگه همه ی خاطرات و اینجا بنویسم و این وب و بهت بدم....اون وقت یه دفترچه خاطرات خووب از زندگیمون داریم امیدوارم ازین هدیه ی من خوشت بیاد دوست دارت نیها   ...

ادامه مطلب

علت ایجاد این وبلاگ

نوشتن تغییرات و تحولاتی که تو رفتارهای بجه ها طی دوران رشد و بلوغ شون به من نشون میده که چطور بدون اینکه متوجه بشم اونا دارن بزرگ میشن از طرفی خیلی وقتا یادم  که چه اتفاقات جالب توجهی که همشون می تونن خاطرات شیرینی از بچه ها باشن افتاده. اینا رو واسه دل خودممینویسمم تا خاطرات بچه هام فراموشم نشه.     ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1