راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


از تو کجا گریزم؟

ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم یاراااااااااااااااااااااااااااااااا یارااااااااااااااااااااااااا ای دل ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی تو چگونه ببینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم؟ ای شش جهت ز هر نورت چون آینه ست شش رو وی روی ...

ادامه مطلب

ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم(شمس تبریزی)

غزل شمارهٔ ۱۶۹۸   مولوی » دیوان شمس » غزلیات   ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گ ...

ادامه مطلب

ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم؟

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم ...

ادامه مطلب

56)

تا اَز خودم به سمت ِ خدا می گریزم دیگر چه حرف ِ این که چرا می گریزم؟   این جنگ و این گریز که دست خودم نیست از نیزه ی نگاه ِ خطا  می گریزم   گاهی فریب می خورم اینکه بمانم اما دوباره اَز همه جا می گریزم   در هر نَفَس به همسفری خیره هستم از جاده های وسوسه ...تا می گریزم   با آهوان ِ گمشده در دشت غربت از گ ...

ادامه مطلب

بعد تو

امرو به یک نفر گفتم که نامزد دارم و مراقب فاصلش و رفتارش باشه. باور نمیکرد آدمی تو حال و هوای من کسی رو داشته باشه و من اسم تو رو گفتم.گفتم دیشب پیامهای عاشقانشو دیدی و با هم دعوا کردیم.عذرخواهی کرد و قول داد حریمشو حفظ کنه. این اولی و آخری بعد از تو نیست که دکش میکنم . مگه بعد از تو میشه دوباره عاشق ش ...

ادامه مطلب

عجب نشسته ای به دل....شید جواد ذاکر

من که به کل آسمان ستاره ای نداشتم                                                    غرق محبتت شدم عجب نشسته ای به دلای که به یک نگاه خود سلسله بسته ای به دل                                                    در این جهان بی وفا عجب نشسته ای به دلکمان ابروان تو قبله گه دلم شده                                                   الا عزیز فاطمه عجب نشسته ای به دلعشق تو ای دلبر من در دل من خیمه ...

ادامه مطلب

سرود

هموار ره نموده ، به اشتیاق سپیده نشسته ایم  تند باد حوادث گذشته ،  به نسیمِ صبا نشسته ایم  درپهنه كهنِ دشت سبزِ ما ، خبرى از شغال نیست  به گوش خنده لیلى و ، به تماشاى ماهش نشسته ایم  دست در دست هم به مهر ، امید است سرودِ ما تا شام و نگاهِ آخر او ، به توكل كنارِ او نشسته ایم   ...

ادامه مطلب

تقدیم به همسر عزیزتر از جانم

  ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر ر ...

ادامه مطلب

  ای در دلم نشسته،از تو کجا گریزم؟ -بی تفاوتی سخت است آن هم نسبت به کسی که زیباترین حس دنیا را با او تجربه کرده ای. پ ن:اولین امتحانت بود..ساعت 9ونیم صبح..کتابخونه...چشمای منو تو،وقتی اونقدر ناگهانی چشم تو چشم میشیم باهم،همه چیزو لو میده...       ...

ادامه مطلب

اینم یه شعر دیگه:

مو های من اشفته تر آن سو نشسته استآشفته تر گویی کسی بر مو نشسته استگلبرگ هایی از گل یاس نباتیآری به روی موی من نیلو نشسته استپیچیده تا روی سرم انگار دستتانگار بر پاهای تو گیسو نشسته استمو های من انقدر می خندد برایتتا آن که می بینی که بر ابرو نشسته استفنجان چای من کنار قهوه تو استحتی نباتم هم کنار او ...

ادامه مطلب

یادی از مولوی

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم ...

ادامه مطلب

دختر من

قلب من امید من دختر یکتا نگینم برسر تو این پدر این مادر چه شب ها بیدار بر بالین تو آرام آرام می نشسته ،آری نشسته تا مبادا درد روزی گرد غم را بر سر و رویت بپاشد دختر من یاور من درد اما اینک چرا برقلب توسنگین نشسته گرگ این دنیا چرا اکنون لاجرم بر سینه تو به شدت سخت وسنگین خوش نشسته دختر من شادی تو آرزوی ق ...

ادامه مطلب

بی رحم

خانه ای به وسعت یک شهر مرد نشسته بود ... زن میگفت : اینطوری خونمون خیلی دلباز تره ... مرد نشسته بود روی مبل ... زن میگفت : در ضمن ... من همیشه دوست داشتم یه خونه بزرگ داشته باشم ... ااندازه کل محله ... یا اصلا اندازه کل شهر .. .مرد نشسته بود روی مبل و خیره شده بود .. زن میگفت : نظرت چیه مبل و بذاریم ...

ادامه مطلب

ای در دلم نشسته از توکجا گریزم؟

  یه سلامی ام بکنیم به اینایی که وقتی دیر جواب پیغامشونو میدیم اونام واسه انتقام گیری دیر جواب میدن ســلآم مختــارِثقفــی !   +خب کار مهم دارم خانوم جون کتآبمو بیار :/ + سرجلسه هرکی نیگام کرد فهمید قصد تقلب دارم :) سکته نکردم صلوااات... ناکام موندم آخرش ولی سخته ها هر کی میتونه حلالش :))   یه لحظه ه ...

ادامه مطلب

شب است و بوی غذا توی خانه پیچیده

شب است و بوی غذا توی خانه پیچیدهنشسته منتظر و میز شام را چیدهکشیده مرز لبش را مداد عنابی کنار آینه افتاده ریملی آبیکشیده پشت نگاهش خطوط چشمت رانشسته منتظرت تا بلوط چشمت را....   تو جدولی که یکی درمیان نوشته شدهنبود و بود تو هم طبق آن نوشته شدهنشسته منتظر اما...زمان نمی میرددگر سراغ تو را از کسی نمی گیردل ...

ادامه مطلب

حسادت یا غبطه؟!مسئله این است!

خدا را هزاران مرتبه شکر،که من به این دنیا و به زندگی برخی از اطرافیانم آمدم!وگرنه آنها میخواستند رفتارهای چه کسی را سرلوحه ی کار خود قرار داده،به زندگی چه کسی نگاه کنند و عینا کارهای او را تقلید کنند و در نهایت هم به او بی محلی کرده و کاری که او کرده را کوچک و بی ارزش بشمارند،اما در حال ترکیدن باشند و ...

ادامه مطلب

بیصدا

نشسته ام...   درسکوتی ازصدا   میان این همه نگاه آشنا   که بی صدا  عبورمی کنند ازکناراین غریب آشنا   هوای من...   چه سردوخسته است  وبرگ های زردمن  به روی این زمین مرده سیاه  نشسته اند  درخت آرزوی من  چه خیس وخسته است   وچوب زخم خورده اش   چه زودمرده است  چقدراین هوای من گرفته است   وابرهای قلب من   سیاه وغم گرفته ...

ادامه مطلب

اهل زمانه را به تماشا نشسته‌ایم

چون بوم بر خرابه دنیا نشسته‌ایم اهل زمانه را به تماشا نشسته‌ایم   بر این سرای ماتم و در این دیار رنج بی‌خود امید بسته و بی‌جا نشسته‌ایم   ما را غم خزان و نشاط بهار نیست آسوده همچو خار به صحرا نشسته‌ایم   گر دست ما ز دامن مقصود کوته است از پا فتاده‌ایم نه از پا نشسته‌ایم   تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را ما رخت خویش بست ...

ادامه مطلب

پرواز کبک

وقتی اوجت رو میگیره این عنصر به ظاهر ساده گروه اول مندلیف ( یا دوم...یادم نیست!!! ) وقتی اوجتو میکشه لیتیوم؛ معنیش این نیست که رشد نمیکنی معنیش اینه که اگه زمینم بخوری زود میتونی پاشی و ادامه بدی نه اینکه چهار سال دیگه بری تو محاق!!! پ.ن: لحظات آخره... ...

ادامه مطلب

رنجی که میکشیم

امروز توی کلاس نشسته بودم تنها دختری کنارم نشسته بود یک متر آن طرف تر ... من ساکت بودم او ساکت بود خواستم با او شروع به صحبت کردن کنم اما متاسفانه شارژ اینترنتم تمام شده بود ....      این متن رو به چند تا از دوستانم فرستادم ولی هیچ کدومشون معناشو نفهمیدند تفسیر شما چیه ؟؟؟ ...

ادامه مطلب

9

هندزفریمو میذارم...خنکه. "همین که یک نفر از دور... لباسش رنگ تو باشه" داشتم فک میکردم نظرت درباره اون دختر خوشگل هنرپیشه هه چیه؟فک کنم خیلی به هم میاین... "با آهنگی که دوست داشتی تموم کافه ها بازن تموم شهر همدستن منو یاد تو بندازن" داشتم میگفتم،دختر جذابیه.البته اگه توی اون محل تحصیلت نابود نشه اخلا ...

ادامه مطلب

دعاهای خیر

یه وقتا یه جاها بدون اینکه بدونی یکی کنج دیوار نشسته و داره برات دعا میکن چقدر حس خوبیه که بدونی هنوز دوست داشته میشی و چقدر حس بهتریه که خدایی هست که محکم تو دل ماها نشسته که بگه توسل کنین ومن میلینمتون فقط بخوانید تا بخوانم   ...

ادامه مطلب

خدایا شکرت

    قبول دارم کارم واقعا اشتباه بود! ناشکری بزرگی کردم که تو تمام عمرم اولین بار بود! سنگینشو تو قنوت نشسته نمازم حس کردم تجربه نماز نشسته رو نداشتم! کوتاه شدم! اون پایین آ ،کوچولو، درمانده،،،،،،، حس تلخی بود ،زهر حتی! غلط کردم غلط کردم ببخش ...

ادامه مطلب

طواف زیارت

طواف زیارت     نام شفایافته: مهدی. ص هشت ساله از تهران   بر هره دیوارصحن نشسته بودم و جمعیت زائران حرم را به نگاهم داشتم. توآمدی. زار و حزین و خسته. دست کوچکت در دستان مادرت بود و او به شتاب و دلواپس ترا از پی خود می کشید. آمدی و پشت پنجره فولاد نشستی و نگاهت از میان مشبک ضریح به داخل حرم راه گرفت. هاج و ...

ادامه مطلب

  به نام تو به نام خالق زندگی  خالق من به  نام تو به یاد دفتر خاطرات زمین به یاد ادم به یاد کوروش به یاد علی به نام تو به یاد علی به فردای زمین مینگارم سلام بر سرزمینم سلام به خاکی که در اغوش گرفته مردی پاک سلام به خاکی که در  چنگالش نشسته بنایی ناب سلام به شهری که سوخت به بنایی که فرور یخت در دل یک لرز ...

ادامه مطلب

یادتو

یادتو چایی تلخیست که چون قند نشستهردلبهای توبرگوشه فنجان شکستهکاش رودسحراز چشم توجاری شودامشبنزنم تکیه براین بالش افسرده وخسته نفس صبح که ازپنجره برروی توریزدرقص افتدبه غزل خوانی گیسوی نبستهبازشب خاطروآرامش من رازده برهمبه خیال توکه درخاطرم آرام نشسته (محسن متین وفا) ...

ادامه مطلب

"آری" آغاز دوست داشتن است. ...  گرچه پایان راه ناپیداست... من به پایان دگر نیندیشمکه همین دوست داشتن زیباست فروغ_فرخزاد .................................................... در اطراف خانه ی من آن کس که به دیوار فکر می کند ، آزاد است !آن کس که به پنجره .... غمگین ! و آن کس که به جستجوی آزادی است ،میا ...

ادامه مطلب

  من نشسته‌ام روی سیم‌های برق و دارم فکر میکنم چه دنیای دیوانه ایست من در پایین ترین قسمت کره زمین پشت به تمام دریاهای آزاد من نشسته‌ام و خاطره امواج هنوز پشتم را میلرزاند من نشسته‌ام و تمام ساعاتم را به کشوری فکر میکنم که سالها پیش نامش خانه بود راستی اکنون در خانه چه فصلی است؟ من فصلها را هم گم کرده‌ام ای ...

ادامه مطلب

احترام گذاشتن به بزرگترها

به پدر و مادر و بزرگترهااحترام بگذارید نسبت به انها بی تفاوت نباشید وهمچنین هنگامی که در یک جمعی نشسته اید حواسها به گوشیهای موبایل نباشد زیرا این موبابلها فاصله بین افراد را زیاد کرد وکسی که  در جمعی نشسته بیشتر در فضای مجازی به سر می برد تا اینکه بین خودشان حرفی را ردو بدل کنند و.....  ...

ادامه مطلب

پشت سر کسی که رفته نباید آب ریخت باید....! عنوانش سانسور شد..

مست  در کافه ی از تهران حالم خوب نیست! عشق را تف میکنم از پنجره ی این نگاه! گم میشوم در لامصب این لبها! نشسته ام اینجا زیر سایه ی تاریک خدا! در انتظار 313 نفر یار بی گناه! زل میزنم به فنجان خالی قهوه! در ابجد چشمان زنی تنها! نشسته ام اینجا در آستانه ی فصلی سرد در سکسکه های مستی در دیماه!...مارسیا     ...

ادامه مطلب

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز   تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ رفاقتی است میان من و تو و پاییز   به فصل فصل تو معتادم ای مخدر من به جوی تشنه ی رگ های من بریز بریز   نه آب و خاک، که آتش، که باد می داند چه صادقانه تو با من نشسته ای-من نیز   اسیر سحر کلام توام، بگ ...

ادامه مطلب

نگاهی به درون بیندازید

نگاهی به درون بیندازید فقیری بیش از سی سال کنار جاده ای نشسته بود. روزی غریبه ای از کنار او می گذشت. فقیر در حالی که بی اختیار دستش را به طرف او دراز کرده بود، گفت: "کمی پول خرد به من بده." غریبه گفت: "چیزی ندارم تا به تو بدهم." سپس، غریبه از فقیر پرسید: "آنچه رویش نشسته ای چیست؟" فقیر جواب داد: "هیچ! ج ...

ادامه مطلب

زنده یاد خسرو گلسرخی

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام وساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است با ریشه چه میکنید؟ گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید پرواز را علامت ممنوع میزنید با جوجه های نشسته در آشیانه چه میکنید؟ گیرم که میکشید گیرم که میبرید گیرم که میزنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه میکنید...؟ ...

ادامه مطلب

بندی از کلیدر نوشته محمود دولت آبدی1

شولای شب پیکر مردان را در خود پیجانده بود و آن دو از یکدیگر تنها پرهیبی می دیدند دو مرد در کنار هم بر زمین نشسته بودند دو سنگ در کنار هم بر زمین نشسته بودند. سنگ اما تاب می آوردنعره ی آسمان تابش آفتاب و سرمای نیمه شبانه را تاب می آورد . سنگ بر جای چسبیده است . بی جنبشی سرشت آن است می تواند تا پایان دنیا ...

ادامه مطلب

...

نشسته ام توی خودم توی شعر هایم و از جهانی حرف می زنم که هرگز لمس نکرده ام از دستانی که احتمالا بوی شعر سپید می دهند دنیایم را به تو محدود نکرده ام تو وسیع ترینِ اقیانوسی توبلند ترینِ خیابانی عمیق ترینِ رویایی و من جهان گردی که دنیا را توی اتاقش نشسته و شعر می گوید نشسته ام توی خودم توی شعر هام و از جهانی حرف می ز ...

ادامه مطلب

بهار( پاییزجالیز)

نشسته در میان سبزه زار جالیزم  به یاد خاطره های تو اشک می ریزم رسیده موسم گل،رسیده فصل بهار ولی در بهار هم ، چو ابر پاییزم قسم به چشمهای تو ،قسم به خاطره ها بیا که هنوز هم ز عشق تو لبریزم نشسته ام به هجران تو در این غربت بیا دستم بگیر تا ز جای بر خیزم کاش می شد ببینمت دوباره برگردی  فدای تو می کردم این ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1