راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


روز رفتنت هیچوقت انقدر دلگیر و غم انگیز نبود چون میدونستم بازهم برمیگردی اما این دفعه داغونم نمیدونم کی برمیگردی دلم تنگ شده برات این چهارسال هی جلو چشمام رژه میره  همه چیز بهم میریزه وقتی نیستی زود برگرد خیلی زود من نتونستم خوب بغلت کنم فقط زود برگرد  ...

ادامه مطلب

وقتی او نباشد،از همه چیز باید ترسید

وقتی نور نیست از سایه باید ترسید. وقتی ابر نیست از باران باید ترسید. وقتی خواب نیست از بیداری باید ترسید. وقتی عشق نیست از نفرت باید ترسید. وقتی عاشق نیست از معشوق باید ترسید. وقتی ... نیست از ... باید ترسید. عدم وجود نور، ابر ، خواب، عشق، عاشق دست خودمان است پس عدم وجود معلول آن ها هم دست خودمان می باشد وای بر روزی که ...

ادامه مطلب

بعدازتو

بعدازتوازاین زمانه خواهم ترسیدازبوسه ی عاشقانه خواهم ترسید تاعطرِتودرخاطره ام می پیچدازیاسِ حیاطِ خانه خواهم ترسید تابازیِ موهایِ تودریادم هستازدست زدن به شانه خواهم ترسید ازبس که نبودنت مرا آتش زدازآتشِ بی زبانه خواهم ترسید بارانِ پس از تو هم، نباردبهترازشُرشُرِ بی ترانه خواهم ترسید تومثلِ جوانه تازه بودی ...

ادامه مطلب

عجیب

در حال درس خوندن ... حس میکنی چیزی پشتته برمیگردی  خودتو میبینی ... با صورت خونی ... یه لبخند کریه هم رو لبته ... میخوای دست بکشی رو صورتش ! نه این درست نیست ... برمیگردی سمت کتابت... مامانت صدات میکنه ! نگاش میکنی... میگه : چرا همش داری جلوتو نگاه میکنی؟  چیزی نمیگی فقط فکر میکنی ! چرا؟ چی بود؟   ...

ادامه مطلب

•38•

داره سرد میشه هوا دم صبه عطر توئه شده درگیر هوام دارم سرگیجه الان بم بگو چیه تصمیمت برام بگو برمیگردی ، بگو قلب تو از چی ترسید بگو چشمات دنبال کی بود که چشمامو ندیدی وقتی رفتی؟ بیا برگرد روزامو عوض کن  برگرد شب هامو عوض کن  برگرد برای اخرین بار تموم دنیامو عوض کن ...

ادامه مطلب

   همیشه می ترسید   از بودنو نبودنت،هستی زود بری،نیستی دیر بیای   وای که چقدر این ترس ریشه اش را می خشکاند   همیشه می ترسید   که نکند معنی یکی از این سکوت ها پایان باشد   نکند که دگر حرفی برایش نداشته باشی   همیشه می ترسید   نکند که در جیب احساساتت خرده سکه ی هم برایش نمانده باشد   نکند اگر فردا شد شکلات ...

ادامه مطلب

دوستان بي خاصيت

بعضی وختا كه برمیگردی عقب و گذشتتو تماشا میكنی افسوس میخوری كه چرا با بعضیا دوست شدی كه حتی لیاقت یه دیقه با تو بودن و نداشتن:/ +ترجیح میدم كلا نباشین تا الكی بیاین یه سلام علیكی بكنین و برین تا شیش ماه بعد:/ +كلا همیشه مزخرف ترین انتخابا رو داشتم تو انتخاب دوستام   ...

ادامه مطلب

هرروز ک میگذره بخودم میگم برمیگردی برمیگردی ولی ی هفتس دیدم ن:'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( منکه برا بدست اوردنت همه کاااااار کردم با پدرتم حرف زدم التماسش کردمممممم ولییییی چراااااااااا ن گفتن چرااآااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟:'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( :'( عشقموووووووو ازم گرفتتتتتتتتتتتت ...

ادامه مطلب

بی تفاوتی ترسنده!

وقتی کسی ذاتا بی تفاوت نیست،باید از بی تفاوت شدنش ترسید.از بی اهمیت شدن وقایع اطراف برایش ،باید، ترسید از ایزی گرفتن هایش هم باید ترسید ،اصلا دیگر همه چیز این آدم ترس دارد.میدانید چرا؟چون ذاتا آدم بی تفاوتی نیست !!و این بی تفاوتی اکتسابی چیزی نیس جز واکنش ،جز فریز شدن، جز انجماد بخشهایی از وجودش و خب متاسفانه کار که به ای ...

ادامه مطلب

207

دیدن بعضی خوابها آدم را وارونه میكند! از چیزی كه هستی و از احساسی كه داری فاصله میگیری و برمیگردی به انسانی شاید بیگانه با حال و هوای كنونی ات... دیدن برخی خوابها نه شیرین است نه هولناك و شاید فقط رویایی باشد ممنوعه و محال! دیشب خوابش را دیدم، نه خوشحال و نه ناراحت، خود را در آغوشم رها كرده بود و لبانش ...

ادامه مطلب

می ترسید

...

ادامه مطلب

بمباران خبری در فضاهای مجازی برای گم کردن واقعیت

آنچه جرج اَُوروِل در کتاب 1384 خود نوشت و  از آن می ترسید  مواجهه بشر  در اینده با کسانی است که کتابها را ممنوع  وافراد را  از یادگیری محروم می کنند به نحوی که افراد متوسل به اموزش های غیر رسمی زیرزمینی و سینه به سینه و افواهی می شوند . اما آنچه آلدوس هاکسلی از آن می ترسید این بود که دیگر دلیلی برای مم ...

ادامه مطلب

روى قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت زیر باران غزلى خواند، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است، غمِ دل یا سم آنقدر غرق حنون بود كه پرپر شد و رفت روز میلاد، همان روز كه عاشق شده بود مرگ با لحظه ى دیدار برابر شد و رفت او کسى بود که از غرق شدن مى ترسید عاقبت روى تنِ ابر شناور شد و رفت هر غروب از دلِ خورشید ...

ادامه مطلب

ميخوام از اين ب بعد بنويسم هر روزمو...

دیدم وبلاگم خاك میخوره و از اونجایی ك تا كامنت.نزاری نمیزارن درشو تخته كردم اما الان میحوام بنویسم فقط مهم نیس بقیه بخونن یا نع اصلا نظر بدن یا ندن از امشب شروع میكنم هر چی ب ذهنم برسه مینویسم من ك تلگراممو 3روزه بستم تا بعد كنكور حداقل افكارمو اینجا خالی كنم وقتی دیگه با دوستام چت نمیكنم كاش ادما یكم ...

ادامه مطلب

من هنوز خوش سليقه ام

برگرد سارا.. اگه بهت التماس كنم برمیگردی.. خواهش كنم... به دست و پات بیوفتم چی... برنمیگردی.. چرا.. من نمی تونم به غیر تو عاشق كسی بشم.. نمی تونم  غیر تو دل تنگ كسی بشم باورت میشه.. چی شد كه تو 5 ساله شدی عزیز دل من.. چی شد كه تو انقدر برای من زیبا شدی و دیگه كسی برای من زیبا نیست.. با قد و بالای زیابی تو چه ...

ادامه مطلب

انتظار

انتظارت هم همانند خودت زیباست ای زیباترین موجود خلقت. امروز ثانیه ها نام تو را صدا میزنند ومن اطمینان دارم برمیگردی. میدانم چون هیچ وقت بدقولی نکردی وقتی گفتی برمیگردم دلم نلرزید. دلم از اول قرص بود که پای حرفت می مانی. نیمه ی گمشده ام زود برگرد تنهایی از پس تنهایی بر نمی آیم. ...

ادامه مطلب

آخر دنیا،اول آخرت

  حسن بصری یک بار به جنازه یی رفت. چون مرده را دفن کردند. حسن بر سر آن خاک نشست و چندان بگریست که خاک را گل کرد.   پس گفت: «ای مردمان! اول و آخر لحد است. آخر دنیا نگری، گور است و اول آخرت نگری، گور است، که القبر اول منزل من منازل الآخرة. چه می نازید به عالمی که آخرش این است. و چرا نمی ترسید از عالمی که ...

ادامه مطلب

میشه آهنگ پسشوازتو عوض کنی؟

-میشه آهنگ پیشوازتو عوض کنی؟ -چرا؟؟؟؟ -حس خوبی نمیده،میدونم برمیگردی سمت من ...یعنی یکی که بوده و رفته و انتظار برگشتنش هست -نمیدونم بزا گوش کنم ...چیزی ازش حالیم نشد ولی وقت کردن عوضش میکنم -من کد بگم؟ ...وخلاصه الآن آهنگو براش فرستادم دان نشده هنوز... . ...

ادامه مطلب

کوله باری که خدا به من داد

هیچ میدونی خدا وقتی داشت بدرقه ات میکرد بهت چی گفت؟ جایی که داری میری مردمانی داره که میشکوننت، نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم، تو تنها نمیشی تو کوله بارت عشق میذارم که بگذری، قلب میذارم که جا بدی اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی برمیگردی پیشم. ...

ادامه مطلب

انتخاب...

انتخابهای من همیشه محدود بوده اند... نه اینکه نتوانم نه اینکه گستره و عرصه بر من تنگ بوده باشد نه! جسارتش را نداشته ام! همیشه از لباس قرمز و آبی و صورتی خوشم آمده و حالا در کمد لباسهایم را که باز کنی سیاه میبینی و سیاه و باز هم سیاه کشوهای دراورم پر است از شالها و روسریهای رنگ به رنگ و گل گلی و همیشه ب ...

ادامه مطلب

قدر زندگی را بدان!

داستانی زیبا درمورد شخصی که یک روز زندگی کرد و قدر زندگی را دانست. دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سكوت كرد ...

ادامه مطلب

ارزوی من

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است،تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سكوت كرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، ...

ادامه مطلب

رویا

جدی شدنتاخم هاتدعواهاتاذیتاتشیطنتاتمهربونیای زیرزیرکیتمحبت کردناتسرکار گذاشتناتهمه رو دوست دارمو دلتنگ داشتنت و دوستت دارم گفتنت ام.میای؟ برمیگردی؟واای که مدت هاس در رویای قدم زدن در کنارت هستم.قراره این هفته ببینمت. یعنی کی میتونم ببینمت؟ ...

ادامه مطلب

او هر بار كه قدم هایش را جلوتر می گذاشت  این یكی قدم هایش عقب تر كشیده می شد  او زمزمه صدایش با نگاهش طلاقی داشت  از آمدن و رسیدن  این هر بار نگاهش را دنبال میكرد  و می دانست از نگاهش  آمدنش را !  او آمد و رفت  آمد و خواست  آمد به تمنای دلش  این یكی چشمهایش را بست و نگاهش را گرفت  می دانست نابینا كه شود  در ...

ادامه مطلب

3

    چی بگم؟ بگم کم آوردم؟ بگم بدون تو زندگی تکراری و خسته کنندس؟ بگم خسته ام؟ خسته ام! خسته شدم از نبودنت... خسته شدم از این سکوتت... از جدایی از این همه فاصله خسته شدم... میفهمی نبودنت چقدر سخته؟میفهمی هرلحظه توی فکرمی؟ یه وقتا خواب تورو میبینم... نصفه شبا یهو از خواب میپرم... یادم میفته رفتی،یادم میفته چقد ...

ادامه مطلب

داستان زیبای شخصی که فقط یک روز زندگی کرد

داستان زیبای شخصی که فقط یک روز زندگی کرد دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سكوت كرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خ ...

ادامه مطلب

از خدا خواستم که تورو برگردونه پیشم خدامیدونه ک این روزا دلتنگ تو ام *** من ازش خواستم که این بارم خدایی بکنه واسه برگشتن تو یه کاری بکنه *** خداکنه حرف من و خدا شنیده باشه خداکنه باعث برگشتنه تو خدا شه *** خدابخواد همین روزا تو برمیگردی پیش من دوباره ... مرهم اون زخمی میشی که محرمی نداره.... ...

ادامه مطلب

كاش اینطوری نمیشد. جدی میگم. تو حرف منو نمیفهمی ممكنه از كل حرفام فقط به بخشی كه فك كردی دارم ازت بد میگم توجه كرده باشی. اما منشأشو نمیفهمی. چطور میتونی انقد احمق باشی؟ كاری به كارت ندارم. باهات حرف دارم همچنان اما پی ام نمیدم. چون یادمه اون موقعها كه خودم میومدم طرفت،  میگفتی: چرا هی برمیگردی؟  و ن ...

ادامه مطلب

اگر بگویم پشیمانم..اگر بگویم اشتباه کردم.. میبخشی... برمیگردی؟ بازهم مثل همیشه مرا درآغوش پرمهرت میگیری؟می گویی که مرا فراموشم نکرده بودی؟ میگویی که هنوز دوستم داری؟ دلم برای تنهایی های دونفرمان تنگ شده..من حرف بزنم و تو با صبوری گوش کنی...ودر اخر بگویی من همیشه کنارتم از هیچی نترس.... میدونم که خیلی اشت ...

ادامه مطلب

زندگیه دیگه !

زندگیه دیگه ! گاهی خسته میشی ... اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش ...یه مدت بری سراغ خودت ... هیچ کاری نکنی ...حتی نفسم نکشی ... اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی, میبینی ...یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی ... گم میشی ...و هیچی توی دنیا بدتر از این نی ...

ادامه مطلب

زندگیه دیگه؛گاهی خسته ت میکنه، خیلی خسته ت میکنه؛اونقد که دوس داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش.یه مدت بری سراغ خودت. هیچ كاری نکنی، با هیچکی حرف نزنی، حتی نفسم نکشی.اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردیمیبینی یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیدهو تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی.گم میشی و هیچی توو ...

ادامه مطلب

نکته ای از کتاب آسمانی

در قرآن سوره ی مدثر آیه ی42تا44 بهشتیان از دوزخیان میپرسند: چه چیز شما را روانه ی دوزخ کرد؟ گویند:ما از نمازگذاران نبودیم و در فکر اطعام مساکین نبودیم.... پس چه زیبا میشود روزی که از نماز جماعت برمیگردی و با تمام وجودت فقط یخاطر آرامش خود و رضایت الله برهنه ای را بپوشانی و به کودک کار سر راهت که فا ...

ادامه مطلب

حرف آدم هارو زود باور می کنم؟ بله، زود باور می کنم. اما اینکه بخوام بهشون اعتماد کنم و همه حرف هامو باهاشون در میون بگذارم خیر، این یک بحث جداست. خصوصن باید ترسید از آدم هایی که تورو نشناخته درددل می کنن و همه حرف های زندگیشونو می زنن. ...

ادامه مطلب

سلام عشقم امروز 16 آذر 94 دوشنبه ست دیروز اولین برف پاییزی اومد و ما دیشب رفتیم بیرون و این اتفاق رو جشن گرفتیم امروز صبح که بیدار شدم دیدم تمام بالکن سفید شده از برف دلم برای تو شور میزد ک با موتورت رفتی سرکار پس چرا خبر نداری ک رسیدی! امشبم ک برمیگردی هوا خیلی سرده دلم میخواد یه سوپ گرم و خوشمزه ب ...

ادامه مطلب

17

 سلام آقای یار امروز صبح ساعت 5بیدار شدم و مشغول درس خواندن شدم.تا اخرماه دور اولم تمام میشود خدارو شکر. امروز ظهر ب بازار میروم و کاپشنی ک مدتهاست میخواستمش را میخرم.خیلی خوشحالم عزیزجانم من تعیین کرده ام ک تو 4بهمن برمیگردی و تا وقتی ک این نامه ها تمام شوند یعنی 16روز دیگر رابطمان عالی خواهد شد به امید خ ...

ادامه مطلب

my life

دنیا رو بهم بدن میگم نمیخوام / اگه یه وقت تو نباشی توشمواظبشم اینکه بین منو و تویه / نمیزارم یه خراشی روش بیفتهدیدی ادما از هم دیگه چقد زود خسته میشن / میخوام نشه نه،میخوام نشه نه،میخوام نشه نهمیخوام همیشه بمونم / هرویین منی توداری الان یکو یه وقت نری تو / ندی بهم اون حس غریبوچون برمیگردی ولی میگم که دیره ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1