راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


از تو کجا گریزم؟

ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم یاراااااااااااااااااااااااااااااااا یارااااااااااااااااااااااااا ای دل ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی تو چگونه ببینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم؟ ای شش جهت ز هر نورت چون آینه ست شش رو وی روی ...

ادامه مطلب

ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم؟

ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم وی گردنم ببسته از تو کجا گریزم ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو وی روی تو خجسته از تو کجا گریزم دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته جان نیز گشت خسته از تو کجا گریزم گر بندم این بصر را ور بسکلم ...

ادامه مطلب

حسادت یا غبطه؟!مسئله این است!

خدا را هزاران مرتبه شکر،که من به این دنیا و به زندگی برخی از اطرافیانم آمدم!وگرنه آنها میخواستند رفتارهای چه کسی را سرلوحه ی کار خود قرار داده،به زندگی چه کسی نگاه کنند و عینا کارهای او را تقلید کنند و در نهایت هم به او بی محلی کرده و کاری که او کرده را کوچک و بی ارزش بشمارند،اما در حال ترکیدن باشند و ...

ادامه مطلب

86

موقع پخش برگ امتحانی تو چشام نگا میکنه و سر کلاس  و چند جای دیگه نمیدونم تَوَهم منه یا واقعیت نمیتونم تو چشاش نگا کنم من پر از ترسم و گناه پر از ناامیدی پر از فکرهای بَد این پنجره زیادی بزرگه واسه دنیای کوچک من شاید فک میکنه من اجتماع گریزم شاید خیلی فکرا میکنه شاید برا همین براش مهم شده که یه دختر چقدر میت ...

ادامه مطلب

حولتنی بلحظة من شاعر یکتب الحب و الحنین لشاعر يكتب بالسكين!

 آمد بوی ماه مدرسه . بوی بازی های راه مدرسه بوی ماه مهر،ماهِ مهربان بوی . خورشید پگاهِ مدرسه از میان کوچه های خستگی . می گریزم در پناه مدرسه باز می بینم زشوق بچه ها . اشتیاقی در نگاهِ مدرسه زنگ تفریح و هیاهوی نشاط . خنده های قاه قاه مدرسه باز هم بوی باغ را خواهم شنید . از سرود صبحگاه مدرسه روز اول لاله ای ...

ادامه مطلب

شعر دلخواه

می گریزم از خودم چون موج و می کاهم عزیز من به فرجام خودم از پیش آگاهم عزیز بر جبینم می کشد در بوم خود چین روی چین گاه گاهی این چنون گاه و بی گاهم عزیز بی تو در ذهنم تداعی می کنم این صحنه را آتشی افتاده در انباری کاهم عزیز روی ماه تو شبم را آفتابی می کند ورنه آبی در ته تاریکی چاهم عزیز می پرم با کودکان ب ...

ادامه مطلب

باز آمد بوی ماه مدرسه

باز آمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسهبوی ماه مهر ماه مهربانبوی خورشید پگاه مدرسهاز میان كوچه های خستگی می گریزم در پناه مدرسهباز می بینم ز شوق بچه ها اشتیاقی در نگاه مدرسهزنگ تفریح و هیاهوی نشاط خنده های قاه قاه مدرسهباز بوی باغ را خواهم شنید از سرود صبحگاه مدرسهروز اول لاله ای خواهم كشیدسرخ بر ت ...

ادامه مطلب

در آغوشت آیا جایی هست؟

خودت بگو چگونه می تواند این ذهن من میان خواستن و برنیامدن میان ندانستن و بلد نبودن میان سیاهیهای محض میان ترس و تنهایی میان زمان از دست رفته میان این همه ابهام چگونه می تواند به توفکر کند به تو دل خوش کند به تو امید ببندد به دیگری نیاویزد از تو نگریزد چگونه می تواند، خودت بگو من از تو سالهاست که گریخت ...

ادامه مطلب

دلم گرفته ای دوست!...

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من   گر از قفس گریزم، كجا روم، كجا من؟   كجا روم؟ كه راهی به گلشنی ندانم   كه دیده برگشودم به كنج تنگنا، من   نه بسته‌ام به كس دل، نه بسته دل به من كس   چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها، من   ز من هر آن‌كه او دور، چو دل به سینه نزدیك   به من هر آن‌كه نزدیك، ازو جدا، ...

ادامه مطلب

...؟

به چشمهای نجیبش که آفتاب صداقتو دستهای سپیدش که بازتاب رفاقت و نرمخند لبانش نگاه می کردم و گاه گاه تمام صورت او راصعود دود ز سیگار من کدر می کرد و من به آفتاب پس ابر خیره می گشتمو فکر می کردمدر آن دقیقه که با من نه تاب گفتن و نه طاقت نگفتن بود و رنج من همه از درد خود نهفتن بودسیاه گیسوی من مهربانتر از خورش ...

ادامه مطلب

تو

اگر امروز زنده ام ، فردا مرا خواهد زدآن سمت تنهای رخت خوابم که بوی عشق می دهدمی دانم در جایی خاموش خواهد شد حقی که با من استمن هم سخن را به "اشتباه کردم" ها خواهم سپرد من، وقتی تو نیستی در همه جا و یا در هیچ کجا هستماگر کنجکاو شدی که کجا و با چه کسی هستم فعلا در برزخم ، در گریزم ، بیمارم حتیکسی چه می ...

ادامه مطلب

خلوت با خدا.......

همیشه در خلوت شبهای تار با او راز و نیاز میکنم.همیشه دلم از شور عشقش می سوزد،می تپد و می لرزد. همیشه به سوی او می روم و هدف حیاتم اوست.اما.....هیچگاه رو در رو و بی پرده در مقابل او ننشسته ام،گویی می ترسم از شدت نورش کور شوم. هراس دارم از جلال کبریائیش محو گردم.شرم دارم که در مقابلش بنشینم و در دلم و جانم چی ...

ادامه مطلب

در هر چه می بینم تویی

ای لحظه ناب ازل            آیینه دیدار تو سر شکوه هر غزل          مضمون بی تکرار تو من از که گویم غیر تو        در هر چه می بینم تویی در عین بی تکراریت          هر بار تو، هر بار تو در هر چه می بینم تویی فَأَیْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ : هر کجا رو کنید، خدا را می بینید ----------------------- ...

ادامه مطلب

سیمین بهبهانی

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من  گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟ کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من نه بسته‌ام به کس دل، نه بسته دل به من کس چو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من ز من هرآن که او دور، چو دل به سینه نزدیک به من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا من ...

ادامه مطلب

نمی دانم چه می خواهم خدایا ..

نمی دانم چه می خواهم خدایا ، به دنبال چه می گردم شب و روز چه می جوید نگاه خسته من ، چرا افسرده است این قلب پرسوز ز جمع آشنایان می گریزم ، به کنجی می خزم آرام و خاموش نگاهم غوطه ور در تیرگیها ، به بیمار دل خود می دهم گوش گریزانم از این مردم که با من، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت ...

ادامه مطلب

یاد برادر

 ....           به یاد برادرم کاظم،آن دریغ و حسرت همیشگی در هوای تو چنان دلتنگم  که می گریزم از خویش، رها می شوم.... .... به باد می دهم       دلتنگی هایم را        با شعر گاه گاه                  .                  . از یادت نمی کاهم اما.... گرچه      خاموشم          فراموشم.                       محمد ...

ادامه مطلب

میدانی..؟

  میدانی چندبار از فکر من گذشتی ؟فقط یک بار . . . !چون دیگر هرگز از خیالم نرفتی . . ...هیچگاه به بی تو بودن ها عادت نخواهم کرد یا بمانیا . . . !یا ندارد !فقــــط بمان..خوشا صبحی ک چون از خواب خیزمب آغـــــــــــوش تو از بستر گریزم برگرفته ازporsetare.mihanblog ...

ادامه مطلب

منير صدرائي اشكوري شاعر غزل سراي اشكور

غزل سرای اشكور - مرحومه دكتر منیر صدرائی اشكوری منیر صدرائى اشكورى در خانواده‌اى روحانى در رشت به دنیا آمد و پس از تحصیلات مقدماتى و متوسطه به دانشكدۀ پزشكى راه یافت و در بندر انزلى به طبابت مشغول شد. غزلهاى منیر از لطف خاصى برخوردار است. شمع زندگى این پزشك شاعر در بهار  ١٣۶۶  بر اثر حادثۀ رانندگى، خا ...

ادامه مطلب

هذیان دل (پیری و هذیان)

هذیان دل(پیری و هذیان)   دارم سری از گذشت ایام طوفانی و مالخولیائی  طومار خیال و خاطراتم لولنده بکار خودنمائی چون پرتو فیلم های درهم در پردۀ تار سینمایی بگشود دلم زبان به هذیان   این همره ناشناس من کیست؟ کو شیفته داردم نهانی ما حلقه زده به دور کرسی شب زیرلحاف ابر میخفت خانم ننه مادر بزرگم افسان ...

ادامه مطلب

آه ای زندگی، منم که هنوز با همه پوچی از تو لبریزم ...

  همه ی این چند روز گذشته شبیه خواب بود، خواب که نمی توان گفت انگار بیدار بوده باشم و جایی باشم که نمی دانم کجاست؟ برای همه ی ما این دوره ها زیاد اتفاق می افتد منتهی بعضی روزها هست که خلوت تر از آنی که توجه نکنی، که بیخیال باشی، حواست به ذره ذره لحظه ها هست برای دلخوشی هم که شده ... حواست حتی به آن قط ...

ادامه مطلب

دو شمع و یک آرزو...*

"یه وقتی بزرگتر که شدی، می فهمی تنهایی چقدر چیز مزخرفیه..."  خواهرم که گفته بود من باز موضوع صحبت را عوض کرده بودم و پراکنده از ماجراهای این روزهایم برایش تعریف کرده بودم. از بحث فرار کرده بودم اما می دانستم میلی هست که احساسش کرده ام، مثلا تمام شب هایی که خیابان ها را به تنهایی می پیمودم و به تنهایی مکا ...

ادامه مطلب

ردیف سوال 1 در کدام گزینه فعل ماضی به‌کار نرفته است؟          □ در طول تاریخ بارها دیده‌ام.             □ دشمنان را انگشت به دهان گذاشته‌اند.        □ در جشن‌ها صف‌های میلیونی بسته‌اند.        □ به سرچشمه‌ی یکتایی می‌رساند. 2 کدام کلمه با بقیه‌ی گزینه‌ها، هم‌خانواده نیست؟          □ نظام       □ ناظم     ...

ادامه مطلب

هم‌چنان در گریز/ نگاهی به فیلم مستند «فراری‌ها» (مون‌سئوک کیم)

سراسر فیلم فراری‌ها تلاش برای ایجاد رابطه میان دو کلمه‌‌ی «مهاجر» و «فراری» است؛ کلمه‌هایی که شاید در زبان استعاره معنایی مشابه یا دست‌کم نزدیک به هم را به ذهن متبادر کند اما در لغت معنای متفاوتی دارند. فیلم ظاهراً درباره‌ی تعدادی از شهروندان هلندی‌ است که کشور خود را ترک کرده‌ و به جای دیگری (در کنار دریا ...

ادامه مطلب

ღ195ღ

چقدر خوبه آدرس وب و اسمو عوض کردم فکر نکنم کسی پیدا کنه .هرچند مهمم نیست... اتفاقای خوب این روزا زیاد میفته منکرش نمیشم اما یه ناراحتیایی هست که هرکاری میکنم حل نمیشه ته ته هر شادی که میرسم یه غم هست یه لبخند تلخ.... شنبه و یکشنبه اتفاقی خاصی یادم نمیاد افتاده باشه دوشنبه اما ظاهرا باید عکسای ترم پیش ...

ادامه مطلب

شهید حسین جمشیدی آرانی

نام : حسین نام خانوادگی : جمشیدی آرانی فرزند : آقاعلی تاریخ تولّد : 1339/01/01  تاریخ شهادت : 1361/05/07 محلّ شهادت : پاسگاه زید – عملیات رمضان نوع عضویّت و شغل : بسیجی – معلّم   محلّ دفن : گلزار شهدای امام زاده محمّد هلال بن علی (ع) آران     حسین در اوّل فروردین سال 1339 در خانواده‏ اى  متدیّن و مذهبى ب ...

ادامه مطلب

داستان حضرت لوط (ع) و قومش

لوط(ع) از کلدانیان بود که در سرزمین بابل زندگی می کردند و آن جناب از اولین کسانی بود که در ایمان آوردن به ابراهیم(ع)گوی سبقت را ربوده بود، او به ابراهیم ایمان آورد و گفت: "انی مهاجر الی ربی". (1) در نتیجه خدای تعالی او را با ابراهیم نجات داده به سرزمین فلسطین، "ارض مقدس" روانه کرد: "و نجینا و لوطا ال ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1